چرایی پرداختن به آسمان‌ها و زمین ـ ۱ (سبأ ۹)

چرایی پرداختن به آسمان از منظر قرآن

نگاه قرآنی به آسمان‌ها

گروه پژوهشی نظاره قصد دارد در مجموعه مباحثی به «سیر آسمان‌ها از نگاه قرآن» بپردازد. در ۱۴۰۰ سال گذشته، مسلمانان معمولا متأثر از علوم رایج در جامعه به نجوم و به طور کلی به آسمان‌ها پرداخته‎‌‌اند و در هیچ مقطعی دانشمندان مسلمان، بحث آسمان‌ها را بدون پیش‌فرض و با «نگاه خالص قرآنی» دنبال نکرده‌اند. گاهی متأثر از هیأت بطلمیوسی، گاهی متأثر از هیأت کپلری، یا در دوره‌های اخیر به عنوان مثال متأثر از نظریة بیگ بنگ و بحث‌های دیگری که در فیزیک جدید مطرح می‌شود، به آسمان پرداخته‌اند. آنها معمولا سعی کرده‌اند که آیات قرآن را بر بحث های روز منطبق کنند. اما در مجموعه تحقیقات پیش رو بنا بر این است که آن‌طور که خداوند در قرآن مطرح می‌کند به آسمان‌ها بپردازیم. لذا برای شروع لازم است از فضای نگاه‌های دیگران و از سلیقه‌های شخصی خارج شویم و با روش‌هایی خدایی به قرآن بپردازیم؛ که ان‌شاءالله در طی مراحل تحقیق، به این روش‌ها نیز خواهیم پرداخت.

اشاره‌ای کوتاه به روش پرداختن به قرآن

یکی از روش‌های تحقیق در مواجهه با آیات قرآن، «چینش آیات» است. خداوند می‌فرماید: «أفلا یتدبّرون القرآن»؛ آیا در قرآن تدبّر نمی‌کنند؟ «دُبُر» در لغت به معنای «پشت»، و تدبیر به معنای «پشت به پشت چیدن» است. «تدبّر» هم به معنای کشف چگونگی این چینش است. در بحث آسمان‌ها، می‌توان به عنوان یکی از انواع تدبّر در قرآن، به تدبر در آیات آسمان پرداخت. برای این کار باید ابتدا آیاتی که هر کدام به نوعی به آسمان‌ها ربط دارند، گرد‌آوری شوند[۱]؛ سپس باید در آنها تدبر کرد. به این معنا که مشخص شود جای هر کدام از موضوعات مطرح شده در آیات کجا است. بعد از اینکه جایگاه و چینش آیات مشخص شد، محقق می‌تواند در این آیات شروع به کار کند.

در بحث سیر آسمان‌ها در قرآن، اساس این بحثمان تدبر است؛ یعنی با شگرد تدبر جلو می‌رویم. لذا ابتدا کلّیت کار که چینشِ «زمانی» بحث آسمان است، انجام می‌شود. در مراحل بعدی تحقیق، برای اینکه هر بحث را باز کنیم، سعی می‌کنیم که از روش‌های مختلف استفاده کنیم. مثلا در خود یک آیه دقیق شویم؛ یا در خود واژه دقیق شویم؛ یا در یک جمله دقیق شویم. گاهی لازم است به یک آیه با توجه به سیاقی از آیات که آن آیه درون آن است بپردازیم و گاهی حتی نیاز است که با توجه به ساختار یک سوره به آن آیه نگاه کنیم. در بعضی از موارد آیه یا واژه‌ای درون آن را در جاهای مختلف قرآن دنبال می‌کنیم. البته در برخی موارد واژه را دنبال می‌کنیم، و در مواردی هم «مفهوم» را در جاهای دیگر قرآن دنبال خواهیم کرد. روش دیگری که مطرح خواهیم کرد، روش «تفقه» است. تفقه یعنی اینکه انسان بحث را از ابعاد مختلف بسنجد. ان‌شاءالله هر کدام از این روش‌ها را در جای خود بیشتر شرح می‌دهیم.

ضرورت پرداختن به بحث آسمان‌ها؛ دیدن آینده و گذشته از طریق آسمان و زمین

خداوند در قرآن چه می‌‏فرماید؟ ما چرا باید به آسمان‏‌ها بپردازیم؟ خداوند چند دلیل را ذکر می‌‏کند و ما باید این دلایل را به تدریج پیدا کنیم. ابتدا چند دلیل را مطرح می‌‌کنیم، سپس در مطالب آینده دلایل بیشتری اضافه خواهیم کرد. اولین موضوع این است که خداوند در قرآن می‌‏فرماید آینده و گذشته را از طریق آسمان و زمین بررسی کرده و مورد توجه قرار دهید. این ماجرا حداقل دو آیۀ صریح دارد: آیۀ ۹ سوره سبأ و آیۀ ۱۰۱ سوره یونس.

خداوند در آیة ۹ سوره سبأ می‌فرماید:

﴿ أَ فَلَمْ يَرَوْا إِلي ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ اْلأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ کِسَفًا مِنَ السَّماءِ إِنَّ في ذلِکَ َلآيَةً لِکُلِّ عَبْدٍ مُنيبٍ﴾ (سبأ: ۹)

خداوند می‌‏فرماید: ﴿ أَ فَلَمْ يَرَوْا﴾ آیا نگاه نکردند یا نگاه نمی‏‌کنند، ﴿ إِلى‏ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ﴾ به آن چیزهایی که پیش روی‏شان است، ﴿ وَ ما خَلْفَهُمْ﴾ آن چیزهایی که پشت سرشان است. از این آیه نتیجه می‌گیریم که ما باید به مقولات پیش روی‏مان و مقولات پشت سرمان دقت کنیم، دقت تا حد نگاه کردن؛ یک موقع گفته می‏‌شود: « أَ فَلَمْ یتفکروا إِلى‏ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ»، آیا در مورد آینده وگذشته تفکر نمی‌کنند؟ در جواب می‌‏گوییم بله، ما به آینده و گذشته فکر می‏‌کنیم، همه فکر می‏‌کنند. یک موقع گفته می‌‏شود که آیا نکته‌سنجی نمی‏‌کنند؟ چرا، همۀ ‏ما نکته‌‏سنجی می‏‌کنیم؛ نکاتی از گذشته را به ذهن داریم و نکاتی را دربارۀ آینده. اما خداوند چه واژه‌ای را به کار می‌برد؟ ﴿ أَ فَلَمْ يَرَوْا﴾. با نگاه کردن به یک صحنه، حجم زیادی از مطالب در ذهن بیننده می‌‏نشیند. با یک نگاه کوتاه، می‌توان ساعت‏‌ها یک صحنه را توصیف کرده و آن را توضیح داد. خداوند صحبت از دیدن می‏‌کند! اما چگونه می‌توان آینده و گذشته را دید؟ می‌توان گذشته‌‏ها را مثلاً با مطالعه آثار دید، اما آینده‌ها را از چه طریق می‌توان دید؟ آن هم دیدن! مخاطب خداوند در این آیه کیست؟ در آیۀ ۹ سبأ خداوند می‌فرماید ﴿ أَ فَلَمْ يَرَوْا﴾ آیا [آن‌ها] نمی‏‌بینند؟ با جست‌وجوی مرجع ضمیر «آن‌ها» در آیات قبل، به آیۀ ۷ می‌‏رسیم که در مورد کافران صحبت می‌کند:

﴿ وَ قالَ الَّذينَ کَفَرُوا هَلْ نَدُلُّکُمْ عَلي رَجُلٍ يُنَبِّئُکُمْ إِذا مُزِّقْتُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّکُمْ لَفي خَلْقٍ جَديدٍ﴾ (سبأ: ۷)

بنابراین کافران می‌‎‏توانند گذشته و آینده را ببینند! یعنی مخاطب آیه عموم انسان‌ها هستند حتی کافران، نه فقط اهل باطن، نه فقط ﴿ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ[۲] یا علمای امت؛ بلکه مخاطب این آیه انسان‌های معمولی ‏هستند. این مسئله بسیار جالب است که خداوند ساختار عوالم عمقی را، علی‌رغم تاریکی‌‏ای که وجود دارد، چنان قرار داده است که انسان‌‌ها (حتی کافران) بتوانند گذشته‏ و آینده را ببینند.

اما چگونه می‌‌توان آینده و گذشته را دید؟ خداوند می‌فرماید: ﴿ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ﴾. پس راه دیدن گذشته و آینده از طریق آسمان و زمین باز است یک موقع گفته می‌‏‎شود که تنها از طریق زمین، اما خداوند می‌فرماید ﴿ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ﴾ از طریق آسمان و از طریق زمین. حتی نفرموده است: « مِنَ الْأَرْضِ وَ السَّماءِ» فرمود: ﴿ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ﴾؛ یعنی دیدن از طریق آسمان بر دیدن از طریق زمین اولویت دارد. یعنی می‌توان گذشته‎‏‌ها و آینده‌ها را از طریق آسمان دید؟ چطور ممکن است؟! برای شناخت گذشته و آینده از طریق آسمان و زمین چه دانش‌هایی وجود دارد؟

چهار دسته دانش، بر اساس آیه ۹ سورة سبأ

می‌توان آیه ۹ سوره سبأ را در قالب یک جدول درآورد: ستون اول «نگاه به آینده»، ستون دوم «نگاه به گذشته»، ردیف اول «از طریق آسمان» و ردیف دوم «از طریق زمین». یعنی یک جدول ایجاد می‌‏شود که محتوایش چهار خانه دارد. علوم مربوط به هر خانه جای بررسی دارند.

  نگاه به آینده نگاه به گذشته
از طریق آسمان أَ فَلَمْ يَرَوْا إِلي ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ اْلأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ کِسَفًا مِنَ السَّماءِ إِنَّ في ذلِکَ َلآيَةً لِکُلِّ عَبْدٍ مُنيبٍ أَ فَلَمْ يَرَوْا إِلي ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ اْلأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ کِسَفًا مِنَ السَّماءِ إِنَّ في ذلِکَ َلآيَةً لِکُلِّ عَبْدٍ مُنيبٍ
از طریق زمین أَ فَلَمْ يَرَوْا إِلي ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ اْلأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ کِسَفًا مِنَ السَّماءِ إِنَّ في ذلِکَ َلآيَةً لِکُلِّ عَبْدٍ مُنيبٍ أَ فَلَمْ يَرَوْا إِلي ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ اْلأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ کِسَفًا مِنَ السَّماءِ إِنَّ في ذلِکَ َلآيَةً لِکُلِّ عَبْدٍ مُنيبٍ

۱ـ نگاه به آینده از طریق آسمان

چه دانش‏‌هایی برای نگاه به آینده از طریق آسمان وجود دارد؟ وقتی خداوند می‌‏فرماید نگاه به آینده از طریق آسمان؛ یعنی راهش از طریق آسمان باز است. وقتی می‌‏فرماید آیا ندیدند؟ یعنی راه باز است، بیایید وارد شوید و ببینید. این کلام خدا یک نوع دعوت است. همچنین، وقتی خداوند می‌‏فرماید ببینید، یعنی از قبل مطلب گذاشته است؛ یعنی صحنه کامل است. در غیر این صورت خدا می‏‌توانست بفرماید که من از آینده چند نکته برای‏تان گذاشته‌ام، به آن نکات دقت کنید. واژۀ ﴿ يَرَوْا﴾ بار معنایی خودش را دارد؛ یعنی صحنه‌ای در آسمان وجود دارد که حاکی از آینده است و از آسمان به سمت زمین می‌آید. الان هست؛ در آسمان هست. همه چیزش هم کامل است؛ قابل دیدن است و به زودی به زمین نازل می‌شود.

یکی دیگر از راه‌‏های نگاه به آینده از طریق آسمان، رفتاری است که حضرت ابراهیم (علیه‏ السلام) داشتند؛ ایشان از طریق علم نجوم به ستاره‌‏ها نگاه کرده و مقولات آینده را به‌دقت متوجه شدند : ﴿ فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ﴾. این دعوت و ترغیب خدا است، ما چقدر دنبال کرده‌ایم؟

یکی دیگر از طرق نگاه به آینده از طریق آسمان، رفتاری است که حضرت عیسی (علیه‏ السلام) دارند انجام می‌‏دهند. ایشان حدود ۲۰۰۰ سال پیش به آسمان، در صحنۀ قرآن کریم رفتند تا با مسّ قرآن، با وقایع پیش رو آشنا شوند. ایشان تا حدی با وقایع پیش رو آشنا می‌شوند که وقتی به زمین تشریف بیاورند، خداوند می‌‏فرماید: ﴿ وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ[۳]. یعنی ایشان معلومات دقیق نسبت به آینده هستند و این یک معنای ضعیف این جمله است، یک درجه پایین از معنا است. یک درجۀ بالاتر این است که بسیاری از مقولات آینده را ایشان اعمال می‏‌کنند.

۲ـ نگاه به آینده از طریق زمین

در مورد دیدن آینده از طریق آسمان صحبت شد، اما از طریق زمین چگونه می‏‌شود آینده را مطالعه کرد؟ باید پاسخ این سوال را در قرآن جست‌وجو کرد. یکی از راه‌های نگاه به آینده از طریق زمین، نگاه آیاتی است. یک راه دیگر سنت‌‏شناسی است. البته خود سنت زیر مجموعۀ آیه است، چون سنت‌ها مقولات خدایی تکرار شونده هستند. سنت‌ها رفتار‌های خدایی هستند، که در شرایط مناسب تکرار می‌شوند. پس سنّت زیر مجموعه آیه است.

یکی دیگر از راه‌های نگاه به آینده از طریق زمین، از طریق قرآنِ نازل شده است. از قرآن نازل شده که در زمین آمده است، می‌توانیم برنامه‌های خدا را متوجه شویم و مطالب بسیاری برداشت کنیم: اینکه چه ماجراهایی می‌خواهد واقع شود؟ دوران‌های پیش رو چیست؟ ذیل هر دوران، مقاطع پیش رو چیست؟ این‌ها باید کشف شوند و با روش‌هایی هر کدام در جای خود گذاشته شود.

۳ـ نگاه به گذشته از طریق آسمان

بشر نگاه به گذشته‌‏ها از طریق زمین را بلد است و علومی مانند باستان‌شناسی در این راستا وجود دارد. آیات زیادی هم در قرآن وجود دارد که دعوت به مطالعه آثار گذشتگان می‌کند. اما چگونه می‌شود از طریق آسمان به گذشته‏‌ها نگاه کرد؟

آن‌هایی که در گذشته زندگی می‌کردند و فوت کرده‌اند، الان در برزخ هستند. برزخ در قرآن همان آسمان‌هاست. هر کدام از این افراد، الان در موقعیتی در آسمان‌ها هستند. یکی از راه‌های نگاه به گذشته‌ها از طریق آسمان، سلوک برزخی است. با سلوک برزخی که انسان بتواند به اموات برزخی برسد و با آن‌ها صحبت کند و از آن‌ها جویا شود که شما ماجرای تان چه بود و چه کار کردید؟

نگاه به گذشته از طریق آسمان دیگر چگونه میسر است؟ یکی از روش‌هایش این است که شخص به ارتفاع قرآن کریم برود و از طریق مس قرآن گذشته ها را ببیند.

دیگر چه راه‌هایی وجود دارد؟ آیا از طریق علم نجوم می‌شود گذشته‌ها را فهمید؟ اگر آینده را می‌شود فهمید، گذشته را هم می‌شود فهمید؟ چه رشته‌هایی برای مطالعة گذشته از مسیر آسمان وجود دارد؟

۴ـ نگاه به گذشته از طریق زمین

بشر به چند دانش در زمینه دیدن گذشته از طریق زمین دست یافته است. به عنوان مثال: دانش دیرینه‌شناسی، دانش نژادشناسی (زیرمجموعة انسان‌شناسی)، در غرب داروینیسم با چند شاخة زیر مجموعه‌اش، زمین‌شناسی، طبیعت‌شناسی، تمدن‌شناسی، قومیت‌شناسی و … .

یک روش نگاه به گذشته از طریق زمین، مطالعه قرآن است. می‌توان با دقت در آیات قرآن با اقوام گذشته ماجرای آن‌ها آشنا شد. جالب است خداوند حتی در قرآن به علم دیرینه‌‏شناسی نیز دعوت می‏‌کند. برای مثال خداوند در آیۀ ۲۰ عنکبوت نظاره به کیفیت ایجاد خلقت را مطرح می‏‌کند: «قل سیروا فی الأرض فانظروا کیف بدأ الخلق»؛ در زمین سیر کنید و ببینید که خداوند چگونه خلقت را آغاز کرد.

خداوند ۱۴۰۰ سال است که به این موضوع دعوت می‏‌کند، اما ما مسلمانان انجام ندادیم. غربی‏‌ها علم دیرینه‌شناسی را دنبال کردند و بسیار اهتمام دارند و متأسفانه سعی کردند در راستای مادی‏‌گرایی و غیر از مسیر ارتباط دادن به خدا برداشت و نظریه‌پردازی کنند. حدود ۱۵۰ سال پیش، داروین در این زمینه نظریه‌‏پردازی کرد. اما چرا ما مسلمانان در این زمینه وارد نشدیم؟ خداوند می‌‏فرماید با سیر کردن در زمین، ببینید خلقت توسط خدا چگونه آغاز شده است. سپس از روی این انشاء نشئۀ بعدی، یعنی نشئۀ آخرت را، نتیجه بگیرید. ما این مسیر را دنبال نکردیم و این نتیجه را نگرفتیم، در عوض غربی‏‌ها دنبال کردند و نتایج خودشان را گرفتند.

تمام موارد ذکرشده در مورد دیدن آینده و گذشته از آسمان و زمین باید تبدیل به علم شوند. اگر تبدیل این روش‌ها به علم میسر نیست حداقل فهرست آن را تهیه کنیم.

دعوت خداوند به دیدن آینده و گذشته به خاطر مهدویت

مطلبی که خدا در ادامۀ آیه ۹ مطرح می‏‌کند حاکی از آیندۀ نزدیک، به‌خصوص آخرالزمان است: ﴿ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفاً مِنَ السَّماءِ﴾. پدیده خسف در زمین و پدیده قذف در آسمان است. خسف در زمین، یعنی زمین دهان باز کرده و موجودات به درون آن سقوط کنند. قذف از آسمان، یعنی تکه‌های بزرگ سنگ از آسمان ببارد. چند آیه در قرآن حاکی از قذف از آسمان وجود دارد. بنابراین ما باید از طریق آسمان این اتفاقات آخرالزمانی را ببینیم.

پس می‌توان نتیجه گرفت، در حال حاضر مقولات زیادی در آسمان وجود دارد که کاملاً ربط آینده دارد؛ پس نظم دارد. آن چیزی که الان در آسمان قابل دیدن است و به آینده ربط دارد بسیار منظم است، چون از طریق آن می‌‏توان آینده را نتیجه گرفت. مقولات آسمان پراکنده نیستند. انگار خود آینده الان در آسمان است و هرگاه زمان آن برسد فرود می‏‌آید و چون در آسمان است می‌توان آن را پیش از وقوع دید. مقولات آسمانی سیر و زمان فرود دارند، زیرا فقط در این صورت می‌‏شود گفت که از طریق آسمان به آینده نگاه کنید.

نتیجه دیگری که می‌توان گرفت این است که تأکید خدا بر آخرالزمان است. دیدن گذشته و آینده مقدمه و تمرینی است تا انسان بتواند در مورد آخرالزمان درست برداشت کند. طبق این آیه، در حال حاضر آخرالزمان به صورت کامل و در قالب امور از جنس برزخ در آسمان است. این امور به صورت صحنه‌‏ها و وقایع آخرالزمان نازل خواهند شد. نباید صبر کرد تا آینده واقع شود و سپس متوجه آن شویم؛ بلکه می‌توان از قبل آینده را مطالعه کرد و این موضوع یکی از دلایلی است که ما باید بخاطرش به آسمان توجه کنیم.

آخرالزمان بخشی از مهدویت است. بنابراین باید برای مهدویت گذشته‌‏ها و آینده‌‏ها را از طریق آسمان و زمین مطالعه کرد. آیا در این راستا دانشی تدوین شده ‌است که محصول هم داشته باشد؟ با هدف‏‌گذاری این محصول بخصوص با هدف‏‌گذاری آیندۀ مهدوی، آن هم دیدن آینده مهدوی؟ یک موقع گفته می‌شود «شناخت» آیندۀ مهدوی، «نکاتی» دربارۀ آیندۀ مهدوی، «تفکر» در آیندۀ مهدوی یا «تعقل» در آیندۀ مهدوی، اما خدا می‌‏فرماید «دیدن» آیندۀ مهدوی از طریق آسمان و زمین.

کلام خداوند دقیق است

ای کاش این گمان برای‏مان تقویت می‌‏شد که قرآن بافته‏‌های یک انسان است، سخن خدا نیست. یا حداقل گمان می‌کردیم بعضی جاهایش دست‏کاری شده است. در این صورت می‌توانستیم راحت از این ماجرا عبور کنیم. اما وقتی اعتقاد داشته باشیم که تمام این واژه‌‏ها از جانب خدا است، یعنی تک تک آن‌ها دقیق هستند.

بعضی از اوقات مانند دعای روز عرفه، کلام بسیار طولانی است. نقل می‌شود امام حسین(علیه‏ السلام) با جمعی از یاران‌شان در بیابانی رفتند و هنگام غروب خورشید دعا می‏‌کنند. دعای حضرت بسیار مفصل است. دو برادر که همراه مولا بودند، دعا را شنیدند و حفظ کردند. اما حداکثر چند جمله را می‌توان حفظ کرد؟ شاید بتوان حداکثر ۲۰ یا ۳۰ جمله را حفظ کرد. اما دعای عرفه بیش از ۲۰۰ جمله دارد! بنابراین قاعدتا شخص در خلال این موضوع بارها واژه‌‏ها را اشتباه می‌‏کند، واژه‏‌های معادل می‌‏گوید، حتی بعضی مواقع مفهوم معادل مطرح می‏‌کند. هر قدر حدیث بزرگ‏تر باشد احتمال خطا بیشتر می‏‌شود. اما قرآن این گونه نیست. هنگامی که با با این اعتقاد آیۀ ۹ سورۀ سبأ را مطالعه کنیم، می‌گوییم خدایا! تو چه می‏‌فرمایی؟! دیدن آیندۀ مهدوی از طریق آسمان و زمین؟! آیا اشتباهی شده است؟!

این یکی از کاربردهای آسمان است. درست است که آسمان زیبا قرار داده شده است؛ «إنا زیّنّا السماء الدنیا بزینة الکواکب[۴]» و ما به آسمان نگاه می‌کنیم و لذت می‌بریم. درست است که عظمت در آن هست، اما علم هم در آن هست و باید تعلیم دید.

چه رفتاری در قبال آنچه در آسمان و زمین می‌بینیم، داشته باشیم؟

در انتهای آیه خدا می‏‌فرماید عبد باشید؛ پس از آن که دیدید و متوجه شدید، عبد باشید. انسان نباید پس از دیدن و متوجه شدن برای خود برنامه بریزد. خودش آن‌گونه که می‌خواهد تاخت و تاز کند، بلکه باید همراه باشد. برنامه‌‏ای وجود دارد، نظامی در عالم قرار داده شده است، ما بعدها متوجه می‌شویم چیزی که در آسمان وجود دارد آن‌قدر وسیع است که خدا می‌فرماید ببینید! بنابراین تنها تعدادی نکته در آسمان نیست؛ زیرا نکات را خداوند می‌توانست بگوید. وقتی گفته می‌‏شود ببینید؛ یعنی کثرت وجود دارد. این که در آسمان هست، یعنی از بالاترها آمده است. این موضوع ا‌‌‌‌‌ن‌شاءالله در مباحث آینده مطرح خواهد شد.

وسعت رؤیت در آیه ۹ سوره سبأ

 آیا منظور خداوند از ﴿ إِلى‏ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ﴾؛ مقولات پیش رو و پشت سرِ اشخاص است، یا منظور وقایع کلی است؟ باید نشانه‌‏ای در آیه یافت که منظور خدا را مشخص کند. این آیه از ۱۴۰۰ سال پیش در قرآن آمده است، وقتی می‏‌فرماید: ﴿ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ﴾؛ یعنی خداوند از۱۴۰۰ سال پیش دربارۀ آخرالزمان صحبت کرده‌ است. بنابراین، این آیه تنها در مورد امور آینده اشخاص نیست و خداوند به‌صورت وسیع صحبت کرده است. وقتی خدا در وسعت صحبت می‏‌کند جزئیات هم درونش وجود دارد؛ یعنی می‌‌توان امور شخصی گذشته و آینده را نیز دید. اما اگر وسیع نگاه شود، گذشته‌‏های دور تا آینده‌‏های دور از طریق آسمان و زمین قابل دیدن است. خداوند این قابلیت را در آسمان و زمین گذاشته است، اما ما انسان‌ها ضعیف عمل می‌‏کنیم.

محدوده سماء در آیه ۹ سبأ

﴿ السَّماءِ﴾ در آیۀ ۹ سبأ در چه محدوده‏‌ای است؟ مصداقش چیست؟ مشخصات واژۀ ﴿ السَّماءِ﴾ را، مانند بسیاری از واژه‏‌های قرآنی دیگر، باید براساس سیاق فهمید. در برخی از آیات وقتی ﴿ السَّماءِ﴾ به کار می‌رود، منظور ﴿ السَّماءَ الدُّنْيا﴾ است، یعنی آسمان اول. در برخی آیات، آسمان ستارگان مدنظر است، در بعضی از آیات جو زمین مدنظر است، برای مثال در آیه ﴿ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ[۵]، از آن جایی که ابر در آسمان ستارگان نیست، می‌توان فهمید جو زمین مدنظر است. همچنین در برخی مواقع منظور از ﴿ السَّماءِ﴾، کل آسمان‏‌های هفت‏‌گانه است. گاهی اوقات واژه ﴿ السَّماءِ﴾ به تمام عوالم شهود نیز اطلاق شده است. در آیۀ ۹ سبأ به نظر می‌‏رسد، منظور از سماء آسمان‏‌های هفت‏‌گانه است که بخشی از آن آسمان دنیا و آسمان ستارگان است.

درباره ابعاد این رؤیت هم باید توجه داشته باشیم که رؤیت می‌تواند چند بعد داشته باشد. رؤیت زمین حداقل دو بعد دارد: بعد مادی و بعدی دخانی. رؤیت آسمان حداقل سه بعد دارد: بعد مادی و دخانی و برزخی.

در آیه ۹ سبأ، خدا در چه چیزی آیه قرار داده است؟

در انتهای آیۀ ۹ سبأ خدا می‌‏فرماید: ﴿ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لِكُلِّ عَبْدٍ مُنيبٍ﴾. خدا در چه چیزی آیه قرار داده است؟ یعنی ﴿ذلِكَ﴾ به کدام قسمت از آیه برمی‌‌گردد؟ آیه یک مقولۀ خدایی و قابل تکرار است. آیه در قسمت ﴿ أَ فَلَمْ يَرَوْا﴾ نیست؛ زیرا «دیدن» یک مقولۀ مادی است و انسان‌ها انجام می‌دهند.

آیا قسمت ﴿ إِلى‏ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ﴾ مصداق آیه است؟ خدا در آسمان و زمین، قابلیت دیدن آینده و گذشته را قرار داده است، الان هم وجود دارد، بارها نیز می‌توان به آن رجوع کرد، اما یک بار قرار داده شده است. این فعل خدا تکرارپذیر نیست؛ بنابراین منظور از آیه به این قسمت نیز برنمی‏‌گردد.

قسمت ﴿ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ﴾، به معنای «اگر ما بخواهیم آن‌ها را در زمین فرو می‌‏بریم»، می‏‌تواند بارها واقع شود فاعل آن نیز خدا است. خدا در گذشته‏ این فعل را انجام داده[۶] و در آینده هم می‌‏تواند انجام دهد. قسمت ﴿ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفاً مِنَ السَّماءِ﴾، به معنای «اگر بخواهیم پاره‌هایی از سنگ را از آسمان بر سر آن‌ها فرود می‌آوریم»، نیز فاعلش خدا است و ماجرایی تکرارپذیر است که در گذشته اتفاق افتاده و در آینده نیز قابل تکرار است. بنابراین این دو قسمت آیه هستند.

از طرفی می‌فرماید این وقایع برای کسی آیه است که عبد باشد؛ چون کفار اصلا خدایی نتیجه نمی‌گیرند. اگر هم چیزی ببینند، مادی برداشت می‌کنند؛ لذا آیه‌ای از خدا برای آینده برداشت نمی‌کنند. آن کسی که عبد خدا باشد، می‌بیند و آیه برداشت می‌کند. اگر در گذشته‌ها واقع شده است، در آینده‌ها هم می‌تواند واقع شود.

در مجموع خدا می‌فرماید به گذشته و آینده از طریق آسمان و زمین نگاه کنید؛ چون ما محتاجیم که نگاه کنیم. آن چیز که در آسمان است، بر سرمان واقع می‌شود؛ مثلا خسف و قذف و خیلی مقولات دیگر. اما نگاه به آسمان درباره گذشته‌ها چه دلیلی دارد؟ به هرحال ما با عظمتی مواجه هستیم که خیلی از ابعادش را نمی‌دانیم و ان‌شاءالله خدا توفیق عطا کند و این‌ها کشف شود.


[۱] به عنوان مثال برخی از واژه‌ها و مفاهیم قرآنی مرتبط با بحث آسمان‌ها را ببینید: ملکوت، سدرة المنتهی، جنة المأوی، برج، فلک، بیت المعمور، سقف، شهاب، بهشت برزخی، جهنم برزخی، سراج، خورشید، ماه، ستاره، ملک، سجده بر آدم ع در آسمان‌ها، شب و روز، نور و ظلمت، سایه، لیلة القدر، خواب، عالم ذر، ارض، نفخ صور، شعری و …

[۲] ـ [نساء۱۶۲] ص۱۰۳ ـ ﴿ لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ الْمُقيمينَ الصَّلاةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أُولئِكَ سَنُؤْتيهِمْ أَجْراً عَظيماً﴾.

[۳] آیات ۸۸ و ۸۹ سورة صافّات

[۴] آیة ۶ سورة صافات

[۵] آیة ۱۶۴ سورة بقره

[۶] ماجرای قارون در آیات ۷۶ تا ۸۱ سوره قصص

This post is also available in: English

3 دیدگاه ها

  1. میثم گفت:

    ممنون از زحماتتون. اگر میشد متن فوق به صورت اوتلاینی دیده می‌شد خیلی بهتر بود

  2. ناشناس گفت:

    لطفا یک مقاله کامل در مورد جن ها بنویسین ممنون.

    • مهدی تیموری گفت:

      شاید موضوع جن مستقیما به مطالب و حوزه کاری ما مربوط نباشد اما اگر در این زمینه مطلب صحیح و مناسبی در اختیار دارید میتوانیم در سایت منتشر کنیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *