وَ أَنَّهُمْ ظَنُّوا كَما ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَداً (جن: ۷)

و آنها [نيز] آن گونه كه [شما] پنداشته‌ايد، گمان بردند كه خدا هرگز كسى را زنده نخواهد گردانيد.

وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَديداً وَ شُهُباً (جن: ۸)

و ما بر آسمان دست يافتيم و آن را پر از نگهبانان توانا و تيرهاى شهاب يافتيم.

وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً (جن: ۹)

و در [آسمان‌] براى شنيدن، به كمين مى‌نشستيم، [اما] اكنون هر كه بخواهد به گوش باشد، تير شهابى در كمين خود مى‌يابد.

خلاصه:

كفّار در عصر جاهلیت فکر می‌کردند كه هرگز خدا بعد از موسی و عیسی پیامبری مبعوث نکرده است ولی با این حال جنّیان با طغیان‌شان چون قرآن را شنیدند، ایمان آورده و به آن هدایت شدند.
جنّیان گویند: ما می‌خواستیم برای استراق سمع به آسمان نزدیك شویم كه می‌دیدیم آسمان از نگهبانان و تیر شهاب‌ها پر است. و ما در جاهایی برای گوش دادن می‌نشستیم و صدای فرشتگان را می‌شنیدیم. سپس هر كس از ما خبری را بشنود تیر شهابی او را می‌زند. گفت: هنگام بعثت پیامبر(ص) كارشان سخت شد و به سبب آن تیر شهاب‌ها جنّیان از صعود بر آسمان ممنوع شدند.

متن تفسیر:

«وَ أَنَّهُمْ ظَنُّوا كَما ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ یَبْعَثَ اللَّهُ أَحَداً»:

بعضی گفته‌اند: یعنی مؤمنین جنّ به كفّارشان گفتند كه كفّار آدمیانی كه در عصر جاهلیت پناه به مردانی از جنّیان می‌بردند پنداشتند چنانچه شما ای گروه جنّیان خیال كردید كه هرگز خدا بعد از موسی و عیسی پیامبری برنیانگیخته و مبعوث ننموده است و گذشته از این جنّیان با تمرّد و طغیان‌شان چون قرآن را شنیدند، ایمان آورده و به آن هدایت شدند. پس شما مردم عرب اولی هستید به فكر و اندیشه كردن تا ایمان آورده و هدایت شوید با اینكه پیامبر از جنس شما و زبانش زبان شما است.

حسن گوید: كه این آیه با ما قبلش اعتراض از اخبار خدای تعالی است. میگوید كه جنّیان پنداشتند چنانچه شما آدمیان پنداشته‌اید كه خدا هیچكس را روز قیامت محشور نمی‌كند و احدی را محاسبه نمی‌نماید.

و قتاده گوید: یعنی هرگز خداوند احدی را به رسالت مبعوث نكند آن گاه از قول جنّ حكایت كرد:

«وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ»:

و ما آسمان را لمس نمودیم. و به گفته جبائی یعنی ما خواستیم به آسمان بالا رویم. پس مجاز از این تعبیر به لمس نمود و بگفته ابی مسلم ما می‌خواستیم برای استراق سمع به آسمان نزدیك شویم.

«فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِیداً»:

پس یافتیم آسمان را پس از نگهبانان سختی از فرشتگان.

«وَ شُهُباً»:

و تقدیر این است. كه آسمان پر است از نگهبانان و پاسبانان و تیر شهاب‌ها. و شهب جمع شهاب و آن نوریست مانند آتش در آسمان كشیده می‌شود.

«وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ»:

و ما بودیم كه می‌نشستیم از نزدیك آسمان جاهایی برای گوش دادن یعنی برای استراق سمع مقصود برای ما قبلا آماده بود نشستن در جاهایی برای شنیدن. پس از آنجا می‌شنیدیم صدا و كلام فرشتگان را.

«فَمَنْ یَسْتَمِعِ»:

پس هر كس از ما بشنود (الْآنَ) این را،

«یَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً»:

می‌یابد كه برای او تیر شهابی در كمین است. كه می‌زند او را. و شهاباً مفعول به و رصداً صفت آن است.

معمّر گوید: به زهری گفتم آیا در جاهلیّت شیاطین به سبب نجوم رانده می‌شدند. گفت بلی گفتم آیا دیده‌ای و خوانده‌ای آیه «أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها …»، گفت: هنگام بعثت پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله كارشان سخت شد.

بلخی گوید: تیر شهابها بدون تردید در زمانهای گذشته هم بوده‌اند جز اینكه آنها منع نمی‌كردند بالا رفتن جنّیان را. پس چون پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله مبعوث گردید. به سبب آن تیر شهاب‌ها جنّیان ممنوع از صعود بر آسمان شدند.[۱]


[۱] ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، جلد ‌۲۵، صفحه ۳۷۵