فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ (صافات: ٨٨)

پس نظرى به ستارگان افكند.

فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ (صافات: ٨٩)

و گفت: من بيمارم [و با شما به مراسم عيد نمى‌آيم‌].

خلاصه:

درباره این آیه سخنان مختلفی گفته شده اما امام باقر(ع) وامام صادق(ع) در رابطه با این آیه فرموده‌اند: سوگند به خداوند كه ابراهیم دروغ نگفت و بیمار هم نبود.

متن تفسیر:

فرازی از سرگذشت ابراهیم(ع) است.

«فَنَظَرَ نَظْرَةً فِی النُّجُومِ فَقالَ إِنِّی سَقِیمٌ»:

درباره این آیه سخنان مختلفی گفته شده كه اینك توجه كنید:

۱- حضرت ابراهیم به ستارگان نگاه كرد و دلیل آورد كه وقت بیماری تب او فرا رسیده كه در زمان معینی عادت داشت و گفت من به زودی به ناچار بیمار خواهم شد.

۲- حضرت ابراهیم مانند بت پرستان به ستارگان نگاه كرد تا آنها گمان كنند كه گفتار او مانند گفتار ایشان خواهد بود، پس در این هنگام گفت من بیمارم، پس بت پرستان به گمان اینكه طالع او دلالت به بیماریش می‌كند او را رها ساختند.

و شاید هم خداوند با وحی خود ابراهیم را آگاه گردانید كه او را در آینده نزدیك بیمار خواهد شد و نشانه این كار را به طلوع كردن ستاره‌ای و یا پیوستن ستاره‌ای به ستاره دیگر قرار داد، و چون ابراهیم این علامت را مشاهده كرد برای تصدیق آنچه كه خدا خبر داده بود گفت من بیمارم.

۳- ابراهیم با نظر تفكر در ستاره‌ها نگاه كرده و از این راه استدلال كرد كه این ستارگان نه خدا بوده و نه قدیم هستند بلكه حادث می‌باشند چنان كه خداوند از قول ابراهیم در سوره آل عمران بیان كرده است و ابراهیم با این گفتارش (من بیمارم) اشاره كرد كه در مهلت نظر بوده و دارای یقین در امر و سلامت از علم نمی‌باشد چه اینكه گاهی به گمان و شك، مرض و به علم و دانش، شفاء و سلامت گفته می‌شود.

و این مرض از ابراهیم هنگامی برطرف شد كه شك و تردیدش از میان رفت و به كمال معرفت رسید.

این طرز تفسیر از (ابو مسلم) است ولی باید گفت كه گفتار ضعیف است زیرا سیاق و روش آیه از این تفسیر منع می‌كند زیرا از جمله «اذ جاء ربه بقلب سلیم» تا به اینجا نشان می‌دهد كه ابراهیم در زمان مهلت نظر نبوده بلكه دارای معرفت خالص و یقین و بصیرت بوده است.

۴- حضرت ابراهیم گفت قلب من و فكر من پریشان و غمگین است از این قوم من كه این همه در عبادت بتها پافشاری می‌كنند در حالی كه نه می‌شنوند و نه می‌بینند، بنا بر این تفكر ابراهیم درباره ستارگان به این جهت بوده كه آنها حادث و مخلوق و تدبیر شده دست دیگری هستند و در شگفت بود كه چگونه خردمندان از این حقیقت غافل شده و آنها را عبادت می‌كنند.

عیاشی از امام باقر(ع) وامام صادق(ع) نقل كرده كه فرمودند: سوگند به خداوند كه ابراهیم دروغ نگفت و بیمار هم نبود.

ممكن است این روایت را كه نفی كذب و بیماری را از ابراهیم می‌كند به یكی از وجوه گذشته حمل كرد، و ممكن است بگوئیم كه این گفتار بر وجه تعریض می‌باشد به این معنی: هر كه بر او مرگ حتمی باشد مسلما او مریض و سقیم است و اگر چه در حال حاضر دارای مرض و بیماری نباشد.

و نیز روایت شده كه ابراهیم(ع) در سه مورد دروغ گفت اول در این كه گفت: من بیمارم، دوم اینكه گفت: شكستن بتهای دیگر بدست بت بزرگ انجام شده است و سوم اینكه گفت: ساره، خواهر من است با اینكه همسر او بوده است ولی این روایت را نیز ممكن است حمل به معاریض یعنی به گفتن سخنی و اراده كردن مقصود دیگری حمل كرد به این كه: من بیمار خواهم شد، شما كه بت بزرگ را عبادت می‌كنید هیچ كاری از دست او بر نمی‌آید، ساره خواهر دینی من است.

و در خبر وارد شده كه معاریض چاره خلاص شدن از دروغ است.[۱]

[۱] ترجمه مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، جلد ۲۱، صفحه ۱۳