تنزیه معنا و خصوصیات ملکوت

ملکوت یکی از ابعاد عالم است که به چند صورت به انسان ارتباط پیدا می‌کند. حداقل به حسب دینی، این که ابراهیم (علیه‌السلام) به ملکوت برده شدند و چیزی به ایشان نشان داده شد که جزو اهل یقین باشند، ملکوت به انسان ارتباط پیدا می‏‌کند. این چیست که مبنای دین ابراهیمی قرار گرفته است؟ چون ما طبق آیات قرآن باید از آیین ابراهیم(علیه‏‌السلام) تبعیت کنیم، باید با این موضوع آشنا باشیم. بعدها متوجه می‌‏شویم «فطر» و «فطرت» ملکوتی است. اصلاً انسان به وسیلۀ ملکوت اداره می‌‏شود و با کاربردهای متعددی از ملکوت آشنا می‌‏شویم. لذا ضرورت دارد که وارد بحث ملکوت شویم و کمی جدی‏تر به این بحث نگاه کنیم.

ابتدائاً این نکته را مطرح کنیم که در قرآن واژه‌‏هایی وجود دارد که می‌‏شود از طریق آن‌‏ها وارد بحث ملکوت شد. واژه‏‌های فطر، فطرت، حنیف، نور ملکوتی و در مقابلش ظلمت (در بعضی از دفعاتی که واژه ظلمت در قرآن مطرح شده است و نه تمام آن‏ها، منظور ظلمت ملکوتی است). تمام آیات و بحث‏های مربوط به یوم دوم قیامت و هر چه که در قرآن به یوم دوم قیامت ربط دارد هم ملکوتی است. همین یک موضوع تعداد زیادی زیرشاخه، آیه و ماجرا در قرآن دارد. بحث حجب که در قرآن آمده و بحث حجب نور که در احادیث آمده است، بحث ماء («ماء»های خاصی که در قرآن آمده مثل آیه ﴿ وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ[۱] و نه همۀ موارد آن)، بحث وجه و بحث بین الصورین هم به بحث ملکوت مربوط هستند.

مطلب بعدی روش ورود به بحث ملکوت است. از چه مسیری وارد بحث ملکوت شویم؟ با توجه به این که تعداد آیات ملکوت کم است و در کل قرآن چهار بار واژۀ ملکوت آمده است، می‌طلبد که در سیاق این چهار آیه دقیق‌‏تر شویم و واژه‌‏ها و مفاهیم مطرح شده در این سیاق‌‏ها به خصوص واژه‏‌ها و مفاهیم مشابه را بررسی کنیم. باید دقت کنیم مطالبی که همراه بحث ملکوت آورده شده است، چیست. این‏‌ها کمک می‌‏کند که انسان در بحث عمیق‌‏تر شود.

تنزیه معنای ملکوت

در بحث تنزیه معنای ملکوت، یک مورد این است که ملکوت مُلک نیست. زیرا در یک سیاق از آیات قرآن یعنی آیات ۷۳ تا ۷۵ سورۀ انعام، این دو واژه با یکدیگر آمده‌اند. در آیۀ ۷۳ خداوند می‌‏فرماید: ﴿ وَ لَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ[۲] و در دو آیه بعد یعنی در آیۀ۷۵ می‌‏فرماید: ﴿ وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ[۳]. پس ملکوت مُلک نیست. ولو واژه‌اش شبیه مُلک است، اما یک چیز دیگر است. اگر این‏ها یک مقوله بود خداوند با یک واژگان در قرآن می‏آورد. بحث تنزیه را می‌‏شود به تدریج تکمیل کرد و موارد دیگری را به آن اضافه کرد.

خصوصیات ملکوت

وقتی به سیاق آیات ملکوت نگاه می‏‌کنیم، یک سری واژه‌‏ها اطراف بحث ملکوت جلب توجه می‌کند. مثلاً این نکته جالب است که واژۀ ملکوت چهار بار در قرآن آمده است و در سه مورد آن یعنی در سورۀ انعام، سورۀ اعراف و سورۀ مؤمنون در اطراف واژۀ ملکوت واژۀ غیب آمده است. چرا واژۀ ملکوت با غیب مطرح می‏‌شود؟ مثلاً خداوند در آیۀ ۷۳ سورۀ انعام می‏‌فرماید: ﴿ وَ لَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ. در این آیه بحث غیب و شهود است. آن غیبی که در قبالش شهود است. در دو آیه بعد یعنی در آیۀ ۷۵ خداوند می‌‏فرماید: ﴿ وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ. شاید گفته شود که این اتفاقی است و موضوع ایجاب ‏کرده که این دو واژه کنار هم باشند. اما در آیات ۱۸۵ تا ۱۸۸ سورۀ اعراف هم همین‏طور است. خداوند در آیۀ ۱۸۵ می‌‏فرماید: ﴿ أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا في‏ مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ[۴] و در آیۀ ۱۸۸ می‌‏فرماید: ﴿ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ[۵]. وقتی دو بار این واژه‌‏ها کنار هم می‌‏آید، برای انسان جلب توجه می‌کند که چه مسأله‌‏ای هست؟ در نهایت شاید هم به این نتیجه برسیم که این دو واژه هیچ نسبتی با هم ندارند. اما این‏طور موضوعات جلب توجه ‏کند. همچنین خداوند در آیۀ ۸۸ سورۀ مؤمنون می‏‌فرماید: ﴿ قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ)[۶]، ملکوت همه چیز در دست کیست؟ و در چند آیه بعد یعنی در آیۀ ۹۲ می‌‏فرماید: ﴿ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ[۷].جالب است که در سورۀ انعام هم این‏ طور بود. یعنی ملکوت با ﴿ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ آمده بود. در قرآن چهار بار ملکوت آمده است که سه مورد آن با «غیب» آمده و دو مورد آن با ﴿ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ آمده است. پس این‏‌ها باید یک نسبت و ارتباطی با هم داشته باشند. این سؤال برای‌مان پررنگ باشد که چرا از چهار باری که خداوند از ملکوت صحبت می‏‌کند، سه دفعه‏ آن را با غیب مطرح می‏‌کند؟

موضوع بعدی رابطۀ ملکوت با شرک است. در نیمی از مواردی که ملکوت در قرآن مطرح می‏‌شود، یعنی دو دفعه از این چهار دفعه، شرک هم در کنار آن مطرح می‌‏شود. مثلاً در آیات ۷۴ و ۷۵ انعام صحبت از بت‏‌پرستی قوم ابراهیم است. بلافاصله خداوند در آیۀ ۷۵ می‌‏فرماید: ﴿ وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ. همچنین در آیۀ ۸۸ سورۀ مؤمنون آمده است ﴿ قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ و در آیۀ ۹۱ آمده ﴿ مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ[۸]، یعنی خدا هیچ کسی را به عنوان فرزند نمی‏‌گیرد و هیچ الهی همراه با خدا نیست. پس دوباره بحث ملکوت و شرک با هم آمده است.

موضوع بعدی رابطۀ ملکوت با ﴿ كُنْ فَيَكُونُ است. ملکوت چهار بار در قرآن آمده و در نیمی از این موارد با ﴿ كُنْ فَيَكُونُ آمده است. در آیۀ ۷۳ سورۀ انعام ﴿ وَ يَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ آمده و در آیۀ ۷۵ ﴿ وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ آمده است. در آیۀ ۸۲ سورۀ یس هم ﴿ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ[۹] آمده و در آیۀ بعد یعنی آیۀ ۸۳ ﴿ فَسُبْحانَ الَّذي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ[۱۰] آمده است. چرا وقتی خدا می‏‌خواهد از ملکوت صحبت کند، در نیمی از موارد ﴿ كُنْ فَيَكُونُ را آورده است؟ آیا دلیلی دارد؟ آیا این‏ها ربطی به همدیگر دارند؟ در گفتارهای بعد در این باره بحث خواهیم کرد و خواهیم گفت که این‏‌ها اتفاق نیست. بلکه به هم ربط دارند و بعضی از ارتباطات‏ را از جمله ارتباط بین ﴿ كُنْ فَيَكُونُ و ملکوت را مطرح می‌‏کنیم. اما در این قسمت از بحث، بعد از تنزیه معنای ملکوت، یک سری خصوصیات ملکوت را از درون سیاق آیات آن به دست می‌‏آوریم که در قسمت بعد، از آن‌‏ها استفاده خواهیم کرد.

موضوع بعدی رابطۀ ملکوت و قیامت است و عجیب است که ملکوت چهار بار در قرآن آمده است و خداوند بدون استثناء، در سیاق هر چهار مورد از قیامت صحبت می‏‌کند. عجیب است! چرا خدا بحث ملکوت را به قیامت گره می‏‌زند؟ بدون استثناء هر بار که خداوند از ملکوت صحبت می‌کند، از قیامت هم صحبت می‏‌کند. این موضوع جالب است که در قرآن ملکوت با قیامت اینقدر ارتباط تنگاتنگ دارد.

یک موضوع دیگر در قرآن واژه‌هایی مثل ﴿ يُجير، ﴿ يُجار و ﴿ جار است. این واژه‌ها مشتقات «جَوَرَ» هستند. عجیب است که چهار آیه از آیاتِ درباره ملکوت با این موضوع درگیر هستند. مثلاً خداوند در سورۀ مؤمنون آیۀ ۸۸ می‏‌فرماید: ﴿ قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ، «بگو ملکوت همه چیز در دست کیست؟» بلافاصله بعد از آن می‏‌فرماید: ﴿ وَ هُوَ يُجيرُ وَ لا يُجارُ عَلَيْهِ، «اوست که پناه می‏‌دهد.» اما این دو موضوع چه ربطی به هم دارند؟ یکی از شگردهای کار با قرآن توجه به توالی‏‌ها است. یعنی به دنبال پاسخ این سوال باشیم که چرا دو موضوع در قرآن به دنبال هم آمده‌اند؟ در جمله «ملکوت همه چیز در دست خدا است»، صحبت از قدرت خداوند و وسعت و جامعیت آن است. در سوره مؤمنون این مطلب مطرح شده است که خداوند همه چیز را به وسیلۀ ملکوت اداره می‏‌کند و بلافاصله بعد از آن خدا می‌‏فرماید: «حالا بگویید آن کیست که به همه پناه می‏‌دهد؟» این دو موضوع چه ربطی به هم دارند؟ در وهلۀ اول بی‏‌معنا جلوه می‏‌کند. شاید اشتباهی شده باشد. اما در سورۀ احقاف با محوریت آیۀ ۳۱ و در سورۀ مُلک با محوریت آیۀ ۲۸ هم این موضوع مطرح شده است. البته در این آیات واژۀ ملکوت نیامده است، اما به ملکوت ارتباطی دارند که در آینده‏ آن را توضیح خواهیم داد. در سورۀ جن آیۀ ۲۲ که در آن خداوند می‌فرماید: ﴿ قُلْ إِنِّي لَنْ يُجيرَني‏ مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ[۱۱] هم این موضوع مطرح شده است. آیه‌ای که در آن واژه ملکوت هم وجود دارد، همان آیۀ ۸۸ سوره مؤمنون است. اما چرا در این آیات ملکوت در کنار واژه‌های ﴿ يُجير و ﴿ يُجار آمده است؟ یک بحث که این موضوعات را به هم گره می‌‏زند، بحث عذاب جهنم است. در چهار آیه‌ای که ملکوت و قیامت با هم آمده‌اند، صحبت از عذاب جهنم است. در این نوع آیات بحث پناه دادن از عذاب جهنم مطرح است. نوعی پناه دادن از عذاب جهنم با واژه‌های ﴿ يُجير و ﴿يُجارُ آمده است. این هم موضوعی است که در بحث ملکوت باید به آن پرداخته شود.

در آیۀ ۴۸ سوره انفال، به خاطر عذاب جهنم است که شیطان از قبل می‏‌گوید که نگران عذاب نباشید، من از عذاب پناهتان می‏‌دهم. پناه دادن از عذاب جهنم بحث مهمی است. آنقدر مهم است که شیطان هم در این راستا قول می‏‌دهد و می‏‌گوید: ﴿إِنِّي جارٌ لَكُمْ[۱۲]، خودم پناهتان می‌‏دهم. اما جالب است، وقتی که موسم عذاب برسد روی پاشنۀ پایش می‏‌چرخد و فرار می‏‌کند، ﴿ نَكَصَ عَلى‏ عَقِبَيْهِ و می‌گوید از شما بیزارم، من چیزی را می‌‏بینم که شما نمی‌‏بینید، ﴿ وَ قالَ إِنِّي بَري‏ءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى‏ ما لا تَرَوْنَ. پس به دروغ می‏‌گوید که من پناهتان می‌‏دهم. در مقوله ﴿ يُجيرُ و ﴿ يُجارُ یا برای این که کسی در قیامت بخواهد بگوید﴿ إِنِّي جارٌ لَكُمْ، فرد باید توان ملکوتی بسیار قوی داشته باشد. چون به وسیلۀ ملکوت می‌‏شود این گونه پناه را ایجاد کرد و شیطان از همان اول هم به دروغ گفته بود. چون اصلاً توان ملکوتی ندارد.

از دیگر خصوصیات ملکوت این است که ملکوت ابزار اداره‏‌کنندگی است. در آیۀ ۸۸ سوره مؤمنون و آیۀ ۸۳ سوره یس این موضوع آمده است؛ ﴿ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ﴾. نکتۀ دیگر این که ملکوت قابل رؤیت است. طبق آیۀ ۷۵ سوره انعام که در آن خداوند می‌‏فرماید: ﴿ وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ﴾. همچنین ملکوت قابل نظاره است. طبق آیۀ ۱۸۵ سوره اعراف ملکوتِ چند مقوله قابل نظاره است؛ ملکوت آسمان‏ها و زمین، ملکوت ﴿ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ﴾ و ملکوت اجل‏‌ها.


[۱]. [هود۷] ص۲۲۲ ـ ﴿ وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في‏ سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ لَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبينٌ﴾.

[۲]. [انعام۷۳] ص۱۳۶ ـ ﴿ وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ يَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَ لَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ وَ هُوَ الْحَكيمُ الْخَبيرُ﴾.

[۳]. [انعام۷۵] ص۱۳۷ ـ ﴿ وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنينَ﴾.

[۴]. [اعراف۱۸۵] ص۱۷۴ ـ ﴿ أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا في‏ مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْ عَسى‏ أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَديثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ﴾.

[۵]. [اعراف۱۸۸] ص۱۷۵ ـ ﴿ قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسي‏ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذيرٌ وَ بَشيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ﴾.

[۶]. [مؤمنون۸۸] ص۳۴۷ ـ ﴿ قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ يُجيرُ وَ لا يُجارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ﴾.

[۷]. [مؤمنون۹۲] ص۳۴۸ ـ ﴿ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَتَعالى‏ عَمَّا يُشْرِكُونَ﴾.

[۸]. [مؤمنون۹۱] ص۳۴۸ ـ ﴿ مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ﴾.

[۹]. [یس۸۲] ص۴۴۵ ـ ﴿ إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾.

[۱۰]. [یس۸۳] ص۴۴۵ ـ ﴿ فَسُبْحانَ الَّذي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴾.

[۱۱]. [جنّ۲۲] ص۵۷۳ ـ ﴿ قُلْ إِنِّي لَنْ يُجيرَني‏ مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً﴾.

[۱۲]. [انفال۴۸] ص۱۸۳ ـ ﴿ وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى‏ عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَري‏ءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى‏ ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَديدُ الْعِقابِ﴾.