حفاظت آسمان‌ها

ضرورت حفاظت آسمان‌ها

یکی از بحث‌های جالب مربوط به آسمان، بحث حفاظت از آسمان‌ها است. حفظ آسمان‌ها به‌خصوص از شیاطین و دیگر اجنه، شاید اول ضرورت نداشت. اما هر چقدر در زمان جلو آمدیم، ضرورت آن بیشتر شد. ضرورت آن بیشتر به‌خاطر وحی بود. اگر بحث وحی نبود، شاید مشکلی نمی‌بود اگر شیاطین همۀ آسمان را هم می‌رفتند. اما چون بحث وحی پیش می‌آید، کمی ماجرا عوض می‌شود. چیزی که در ذهن ما هست این است که آسمان‌های مثلاً بالاتر حفاظت می‌شوند، اما احتمال دارد که آسمان‌های مثلاً اول، دوم یا سوم حفاظت نشده باشند. معمولاً در ذهن مسلمان‌ها یک چنین چیزهایی هست؛ البته بسیار هم گنگ. این موضوع را بررسی کنیم که در قرآن ماجرا به چه شکل است.

 برای بحث حفاظت از آسمان‌ها واژه‌های مختلفی بررسی شد. یکی واژۀ «سماء» به معنای آسمان بود. همچنین «شهاب»، «حفظ» و «سمع»؛ این چهار واژه کار شده است. و البته حداقل باید سه واژۀ «وحی»، «نَزَلَ» و «شَدَدَ» هم کار و بررسی شوند. به نظر می‌رسد که با توجه به آن چهار واژه، عمدۀ آیات لحاظ شده است. با این حال باید واژه‌های وحی، نَزَلَ، شَدَدَ و احیاناً واژه‌های دیگر هم نگاه شوند که شاید یک یا دو آیۀ دیگر به این مجموعه اضافه شود.

حفاظت از آسمان را در دو یا سه قسمت بررسی کنیم. در یک قسمت، حفاظت از آسمان‌های دوم و بالاتر از شیاطین را بررسی کنیم. بعد ببینیم آیا می‌توانیم رگه‌هایی پیدا کنیم که در آسمان اول یا بالاهای آسمان اول اثری از حفاظت باشد یا نه؟ ممکن است در جایی از آسمانِ ستارگان به این بزرگی، حفاظتی باشد؟ یا نه، اصلاً هیچ جای آسمان اول حفاظت ندارد؛ این را هم بررسی کنیم.

شاید بفرمایید که چرا حفاظت باشد؟ شیاطین و دیگر اجنّه که دخانی هستند، برای چه حفاظت از دست آنها مطرح است؟ به این سوال در خلال بحث می‌پردازیم. فقط عجالتاً بگوییم که شیاطین و اجنّه دخانی هستند. اما دخانی‌ها، برزخی‌ها را می‌بینند. این جالب است دخانی‌ها، برزخی‌ها را می‌بینند. با چشمِ دخانی برزخ دیده می‌شود. افرادِ در برزخ، عذاب‌های در برزخ و رفت‌وآمدها دیده می‌شوند. وقتی دیده می‌شوند، شیاطین و اجنّه می‌توانند با طلسمات اذیت کنند. بعضی وقت‌ها اهل برزخ شکایت می‌کردند: خدایا! شیاطین به سوی ما سنگ می‌اندازند و با سنگ‌پراکنی ما را اذیت می‌کنند. مدت‌ها شکایت داشتند تا اینکه خداوند حائل بین اجنه و برزخ ایجاد می‌کند. وقتی برزخ را می‌بینند، گوش هم کار می‌کند. همانطور که چشمِ دخانی در برزخ اثر دارد، یعنی برزخ را می‌بیند، گوشِ دخانی هم می‌شنود. پس موضوع این نیست که درون برزخ، در آسمان برزخی می‌روند. موضوع این است که می‌توانند ببینند، می‌توانند بشنوند و می‌توانند به صورت‌های مختلف مزاحمت ایجاد کنند.

به این خاطر نیاز به حفاظت هست. به‌خصوص زمانی که وحی مطرح شود، ملائکی می‌خواهند برای وحی پایین بیایند. مثلاً ملائک می‌خواهند بر مریم(سلام‌الله‌علیها) وحی بیاورند. ایشان هم مُحدَّث بودند. خیلی‌ها در تاریخ مُحدَّث بودند، ایشان یک نمونۀ بارزش است که خداوند ماجرای ایشان را در قرآن ذکر می‌کند. خب وحی‌ای که می‌خواهند بیاورند، اگر بخواهد شنیده شود و بعد بخواهد بدلش ساخته شود چه؟ اگر ملائکِ وحی را با اذیت پس بزنند، خودشان به جای آنها بیایند و بخواهند چیزی را القاء کنند که ما مَلک وحی هستیم، در این صورت‌ها یک مقدار مسئله پیدا می‌کند. حالا وقتی که برای فردی مطرح است زیاد مشکل نیست، می‌گوییم نهایتاً یک نفر مشکل پیدا می‌کند. اما وقتی صحبت از نزول تورات است، صحبت از نزول انجیل است و یا نزول تدریجی آیات قرآن که این از همه شدیدتر می‌شود، بارها و بارها باید مَلَک وحی بیاید و قرآن را چند آیه چند آیه نازل کند که به همان چند آیه هم طبق خود قرآن سوره گفته می‌شود. خب اگر قرار باشد که حتی یک دفعه‌ هم شیاطین بتوانند اذیت کنند یا به هر صورتی اخلال کنند، اعتبار قرآن زیر سؤال می‌رود. صحیح بودنِ قرآن، بدون خدشه بودنِ قرآن زیر سؤال می‌رود. به این خاطر ماجرا باید خیلی حساس باشد.

حفظ آسمان‌های دوم و بالاتر از شیاطین از زمان ولادت عیسی(علیه‌السلام)

 قسمت ابتدای بحث را حفظ آسمان‌های دوم و بالاتر از شیاطین در نظر گرفتیم. ما هنوز آیه‌ای در این زمینه پیدا نکرده‌ایم، اما می‌دانیم که کلاً به آسمانِ حفاظت شده در قرآن «سقفِ محفوظ» گفته می‌شود. طبق آیۀ ۳۲ سوره‌ی انبیاء ﴿وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً[۱] خداوند آسمان را یک سقف حفاظت شده از دست شیاطین و دیگر اجنه قرار داده است و این سقفِ محفوظ، توسط الله حفاظت می‌شود. یعنی حفظ آسمان‌ها و زمین توسط الله است. طبق آیۀ ۲۵۵ سوره‌ی بقره، آیۀ اول از آیة الکرسی، که خداوند می‌فرماید: ﴿وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما[۲]، وقتی می‌فرماید: ﴿حِفْظُهُما﴾، «هما» یعنی «دو تا»، آن دو را خدا حفظ می‌کند و از حفظ آنها خسته نمی‌شود. وقتی گفته می‌شود ﴿حِفْظُهُما﴾، یعنی به کرسی برنمی‌گردد. آن دو هم به آسمان‌ها و زمین برمی‌گردد. پس در اینجا حفظ آسمان‌ها و زمین مد نظر است که دست خدا است و خداوند هم از این موضوع خسته نمی‌شود. پس در این قسمت ما آیه‌ای برای اینکه صرفاً آسمان‌های بالاتر حفظ می‌شوند، پیدا نکردیم. اینکه از زمان ولادت عیسی(علیه‌السلام) آسمان‌های دوم و بالاتر از دست شیاطین حفظ می‌شوند، در حدیث وجود دارد. چه برای این مطلب و چه برای آسمان‌های بالاتر در حدیث مطلب داریم. این عنوان را به این خاطر نوشتیم که در حدیث، مطلب وجود دارد. اما هنوز قرآنیِ آن را پیدا نکردیم.

کشیده شدن حفاظت به آسمان ستارگان از زمان عیسی(علیه‌السلام)

از زمان عیسی(علیه‌السلام) ماجرا کمی فرق می‌کند. از اینجای بحث، ماجرا مقداری حساس می‌شود. در ابتدا مطرح کنیم که چهار آیه داریم که حاکی از این بحثِ جالب است. هر وقت که خداوند می‌خواهد از حفظ آسمان‌ها صحبت کند از تزیین آسمان به ستارگان صحبت می‌کند مثلاً در آیات ۱۶و۱۷ سوره‌ی حجر می‌فرماید ﴿وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَيَّنَّاها لِلنَّاظِرينَ[۳] خداوند در آسمان دو چیز قرار داده است، ﴿بُرُوجاً﴾ (برج‌ها) سپس ﴿زَيَّنَّاها﴾، بعد می‌فرماید که ﴿وَ حَفِظْناها[۴]. شاید مشکلی نباشد اگر بگوییم که اینها اتفاقی به این شکل چیده شده است و هم زمان بوده است. اما اگر از نظر زمانی به دنبال هم بگیریم، طبق زمان ابتدا برج‌ها در آسمان قرار داده شده‌اند، سپس به وسیلۀ ستارگان تزیین شده‌اند و بعد از مدتی حفظ آسمان‌ها واقع شده است. آیا این نظریۀ دوم می‌تواند اعمال شود؟ درست است؟ غلط است؟ می‌گوییم خب بیینیم در آیات دیگر خداوند چه می‌فرماید؟

در سورۀ صافات آیات ۶و۷ می‌فرماید ﴿إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزينَةٍ الْكَواكِبِ﴾، ﴿وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ[۵] باز حفظ را متأخر بر زینت به وسیلۀ ستارگان مطرح می‌کند. بعدی در آیۀ ۱۲ سوره‌ی فصلت ﴿وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَ وَ حِفْظاً[۶]. پس می‌بینیم تا اینجا سه بار این طور صحبت شده است که بدون استثناء ابتدا تزیین آسمان دنیا به ستارگان، بعد حفظ آنها مطرح شده است. بالاخره دفعۀ چهارم در آیۀ ۵ سوره‌ی مُلک خداوند می‌فرماید: ﴿وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطينِ[۷]. این موضوع جالب است که در چهار باری که این بحث آمده است، هر چهار بار ابتدا تزیین آسمان دنیا به ستارگان مطرح شده است، بعد حفاظت از آسمان‌ها. پس از ابتدا آسمان دنیا حفاظت نشده است. منظور از آسمانِ دنیا هم آسمانِ اولِ برزخی است. این هم جالب است که طبق این مجموعه آیات، حفاظت به آسمان دنیا کشیده شده است و آن هم چون بعد از ایجاد ستارگان مطرح می‌شود به معنای حفاظت درون آسمان ستارگان است. در حالی که ما طبق فکر سنتی‌مان حفاظت را صرفاً در محدودۀ برزخ می‌پنداریم. در این چهار آیه خدا ماجرای دیگری را می‌فرماید. خدا حفاظت در فضای ستارگان کشیده است. تا چه حدی کشیده است؟ ماجرا چیست؟ این را می‌خواهیم دنبال کنیم.

تقریباً می‌شود گفت که همه جای حجم آسمانِ ستارگان با حجم آسمانِ دخانی ارتباط دارد. یک مرز مشخص دو بُعدی ندارد. همۀ این حجم با همدیگر ارتباط دارند. دو حجم تودرتو هستند و هم‌زمان با آسمان دنیا به صورت حجمی درون هم هستند. سه حجم تودرتو هستند، جدا نیستند. ممکن است در چند جا دریچه‌هایی هم نسبت به هم داشته باشند. مثلاً اگر کسی بخواهد از درونِ مادی به درونِ دخان برود، دریچه‌های خاصی باشد. یا اگر بخواهد از دخان به درون آسمان دنیا که برزخی است برود، مثلاً دریچه‌هایی باشد. اما منطقۀ مشترک‌شان بسیار زیاد است، چون حجم است. دو تا سطح نیستند که خط مرزی‌شان مشخص باشد.

هم شیاطین بالا می‌رفتند و هم جنّی‌ها. حداقل دوبار در قرآن ماجرای روایت‌گری از زبانِ جن آمده است. یک بار در سورۀ جن است که اجنّه آمدند و با قرآن مواجه شدند، تعجب می‌کنند که این چه کتابی است؟ چه ماجرایی است؟ قسمتی از صحبت‌شان که در آیۀ ۹ است، می‌گویند ﴿وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً[۸] قبلاً ما جنیان ـ اجنّه دارند صحبت می‌کنند نه شیاطین ـ درون آسمان می‌رفتیم و برای شنیدن صدای ملائک به کمین می‌نشستیم. اما الآن راه به روی ما بسته شده است. وقتی این طور می‌گویند یعنی یک قبل‌ وجود دارد و یک الآن. یک وضعیت قبلی‌ای وجود دارد، یک وضعیت فعلی. وضعیت فعلی‌شان را در مواجه با قرآن، یعنی در زمان رسول‌‌‌الله(صلی الله علیه و آله و سلم)، بعداً صحبت می‌کنیم. اما هر چه هست قبل از زمان رسول‌‌‌الله(صلی الله علیه و آله و سلم) اینها تا حد قابل توجهی آزاد بودند. در آسمان می‌رفتند. اینکه تا کجای آسمان می‌رفتند را از این آیه نتوانستیم متوجه شویم. به هرحال اینها یک زمانی آزادتر بودند و از یک زمانی به بعد محدودتر شدند.

نکتۀ دیگر اینکه اینها چون اهل دخان بودند و فقط هم در عالم دخان می‌توانستند ‌تردد کنند، در عالم دخان جاهایی وجود دارد با نام ﴿مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ﴾ کمین‌گاه‌های مناسبی برای شنیدن. یک کمین‌گاه‌های مناسبی در آسمانِ دخان برای رصدِ صدای ملائک یا اهلِ برزخ وجود دارد. اصلاً خود این موضوع یک مقولۀ جدیدی را باز می‌کند. اگر بخواهیم یک فیلم درست کنیم، جاهایی از آسمانِ پهناور را باید درنظر بگیریم که اجنّه در آنجاها کمین می‌کنند. آنجا محل مناسب برای شنیدن است. پس هر جای برزخ محل مناسب برای شنیدن نیست. اگر ﴿مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ﴾ یعنی کمین‌گاه‌های مناسب مطرح است، حتماً آنجا مسیر هم مطرح می‌شود. مثلاً شخصی بگوید من می‌روم وسط کویر کمین می‌کنم که اگر ماشینی خواست برود جلویش را بگیرم. به او می‌گویند وسط کویر که ماشین نمی‌رود. اگر می‌گوید کمین می‌کنم، خودِ کمین‌گاه باید حاکی از جاده‌ای یا مسیر ‌ترددی باشد. پس ﴿مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ﴾ ایجاب می‌کند که مسیرهای ‌ترددی در آسمان وجود دارد. ما در آسمانِ جوّ می‌گوییم، مسیرهای هوایی. هواپیماها از هر جاهایی در جو عبور نمی‌کنند. یک مسیرهای هوایی وجود دارد که روی هر کشوری هم می‌توان مسیرهای هوایی را دید. معمولاً هم مسیرهای هوایی از روی شهرها عبور می‌کند. در خیلی از شهرهای ایران، لااقل ساعات خاصی هست که می‌توان دید هواپیما رد می‌شود. حتی برای ماهواره‌ها مسیر وجود دارد. این نیست که خیلی بخواهند آزاد باشند. از آیۀ ۹ سوره‌ی جن برمی‌آید که در آسمان هم چنین مقوله‌ای است.

تا اینجا را خیلی خلاصه بگوییم: مسیرهای ‌ترددی در آسمان برزخی وجود دارد که این تا به حال در مخیّلۀ ما نبوده است. بعضی از نقاط آن مسیرهای ‌تردد، قابل شنیدنِ کلام ملائک است که اجنّه در آنجاها کمین می‌کردند. نه اینکه صرفاً قابل شنیدن باشد، مثلاً این طور بوده است آنجا ملائک متوجه نمی‌شدند. اگر در آن مسیر با هم صحبت می‌کردند، متوجه نمی‌شدند که کسی در کمین است. پس به نظر می‌رسد که آن مسیرها شلوغ‌تر باشد. از جنبۀ دخانی یا از جنبۀ مادی شلوغ‌تر باشند، به هرحال حجاب‌هایی وجود دارد. اینکه اجنّه آنجا کمین می‌کنند، پشت اشیائی و جِرم‌هایی کمین می‌کنند که ملائک پشت این جرم‌ها را نبینند. دارند حرکت می‌کنند و با هم که صحبت می‌کنند، اینها صدای آنها را گوش کنند و از شنیدن صحبت آنها بفهمند که ماجرا چیست. فرض کنید زمان جنگ تحمیلی، ما می‌خواهیم ببینیم داخلِ عراق چه خبر است. تلفن قطع است و دسترسی تلفنی به آن طرف نداریم. دسترسی ماهواره‌ای هم نبود. چه کار می‌کنیم؟ ـ داریم تصویر درست می‌کنیم ـ داخل یک پادگان می‌رویم. پشتِ جرم‌هایی، اشیائی پنهان می‌شویم. نگهبانان که می‌آیند و متوجۀ ما نیستند، با هم صحبت می‌کنند. یا بعضی افرادی که پیاده حرکت می‌کنند، احیاناً بعضی اوقات با هم صحبت می‌کنند. مسائل عراق را می‌گویند. چون لبِ مرز هستند و ما دشمن‌شان هستیم، بعضی مسائل را دربارۀ ما می‌گویند. می‌شنویم که ببینیم احساس‌شان چیست. احیاناً می‌گویند که خب این روزهای آخرِ نگهبانی ما است. بعد از این دیگر می‌خواهد حمله شود. به سرعت گوش ما تیز می‌شود. چی؟ حمله؟!! ماجرا چیست؟! ما چند روز در یک پادگان عراقی یا لبۀ جاده‌ای کمین کردیم، همین یک جمله را می‌آییم و نقل می‌کنیم. اینها قصد حمله دارند، اینها ماجرایی دارند!! پس وقتی درباره کمین‌گاه گفته می‌شود، یعنی اجنّه حرکت می‌کردند و به کمین‌گاه می‌رفتند. پس اجنّه می‌توانستند در آسمان بروند.

در آیۀ ۹ سوره‌ی جن هم صحبت از شیاطین نیست، صحبت از اجنّه است. و جالب است که این اجنّه، خودشان را جنّیانِ صالح معرفی می‌کنند. در آیات بعد می‌گویند برخی از ما صالح هستیم و بعضی‌ها غیرِصالح. در آیۀ ۱۱ سورۀ جن معرفی می‌کنند. پس اجنّۀ صالح هم این کار را می‌کردند. این جالب است، پس حتی اجنۀ شیعه در آسمان می‌روند.

این بحث را از زمین نگاه کنیم. ما انسان‌ها روی زمین هستیم. اگر بخواهیم به فضا برویم با صِرفِ اراده نمی‌توانیم برویم. با نیروی ماهیچه‌ای نمی‌توانیم برویم. حتماً نیاز به موشک داریم. نیاز به یک سفینه داریم که ما را به آسمان ببرد. وقتی که از جو بیرون برویم، ما با آسمانِ خالی مواجه هستیم. آسمانی که چگالیِ نزدیک به صفر دارد و هر چه از منظومۀ شمسی دور می‌شویم، در بعضی جاهای آن چگالی تقریباً صفرِ مطلق است. اما همان جاهایی که از جنبه‌ی مادّی صفر مطلق است، فرضاً بین زمین تا مریخ، از جنبۀ دخانی صفر نیست. و جالب است نزدیک به صد و اندی سال پیش، علمِ فیزیک به این موضوع رسیده بود. فیزیک، آسمان ِخارج از جو را خالی نمی‌دانست. مصرانه می‌گفتند که خالی نیست. اصطلاح اِتِر را به کار می‌بردند. می‌گفتند خارج از جو، اِتر وجود دارد و بحث می‌شد که اگر اِتر هست، آیا انسان می‌تواند تنفس کند؟ آیا در اِتر می‌تواند زنده بماند؟ آیا در اِتر می‌تواند حرکت کند؟ قبل از اینکه انسان به فضا برود بحث‌های زیادی در این زمینه بین دانشمندانِ فیزیک نجومی بود. کتاب‌ها می‌نوشتند. اصلاً در خیلی از کتاب‌ها، این بحث نُقل کتاب‌ها بود، خیلی مطرح می‌کردند.

اگر ما بخواهیم برویم، نسبتاً با خلأ مواجه می‌شویم. اما اجنّه اگر بخواهند از زمین بالا بروند، آنها نیاز به سفینه ندارند. شیاطین با اراده بالا می‌روند، اجنّه چون خشن‌تر هستند، با طلسمات خودشان را تقویت می‌کنند تا بالا بروند. ضمن اینکه دیوها تنوره می‌کشند، یعنی مثل بالن خودشان را باد می‌کنند. یک بالن، کوچک است. وقتی شما بادش می‌کنید، خیلی بزرگ می‌شود و وقتی بزرگ می‌شود بالا می‌رود. دیو چنین کاری می‌کند. بادِ درون وجودش را خالی می‌کند و پایین می‌آید، زیاد می‌کند و بالا می‌رود. با کم و زیاد کردنِ بادِ درون وجودش پایین و بالا می‌رود. ما هم در طبیعت موجوداتی داریم مثل ماهی صندوقی که یک ماهی کوچک است. وقتی دشمن می‌خواهد به ماهی صندوقی حمله کند، ناگهان باد می‌کند، بزرگ می‌شود و یک مقداری خاردار جلوه می‌کند. وقتی خطر برطرف می‌شود دوباره کوچک می‌شود و یک ماهی کوچک و لطیف می‌شود. پس شیاطین و اجنّه درون آسمان می‌روند. کجا می‌روند؟ درون آسمانِ دخانی بالا می‌روند که به احتمال زیاد، آسمانِ دخانی همان اِتر است. چیزی که قبلاً به آن اِتر می‌گفتند، الان به آن مادۀ تاریک یا انرژیِ تاریک می‌گویند.

 اگر ما بخواهیم فاصله بگیریم، مهم است که تا چقدر سوخت سفینه‌مان یاری کند، اما آنها این طور نیستند. شیاطین با نیروی اراده‌شان و دیگر اجنّه به وسیلۀ طلسمات حرکت می‌کنند و می‌روند. کجا دارند حرکت می‌کنند؟ ما به حسبِ مادی بودن‌مان در آسمانِ ستارگان می‌رویم. آنها هم دارند کنار ما می‌آیند، اما در دخان حرکت می‌کنند. ما اجنّه را نمی‌بینیم. در جامعه کلاس‌هایی وجود دارد که در ده جلسه یا بیست جلسه به شما آموزش می‌دهند که از گوشۀ چشم یک‌سری حضورهای غیرمادی را بتوانید دریافت کنید. یک‌سری حرکت‌ها را بتوانید متوجه شوید. یعنی در بعضی جاها این کلاس‌ها وجود دارد که یاد می‌دهند. بازارِ این‌طور موضوعات همیشه هم گرم بوده است که ان‌شاءالله هیچ وقت ما به این موضوعات کشیده نشویم. شیاطین و اجنّه برزخ را راحت‌تر از اینکه ما بخواهیم دخان را ببینیم، می‌بینند. این نکته جالب است. خیلی از حیوانات هم برزخ را می‌بینند. حتی عذاب‌های در برزخ را می‌بینند. عذاب‌های در آسمان دنیا را متوجه می‌شوند.

شیاطین و اجنّه مثلاً می‌بینند دو مَلَک دارند عبور می‌کنند. دفعۀ بعد می‌بینند که چند ملک دیگر از همین منطقه دارند عبور می‌کنند. متوجه می‌شوند که اینجا یک مسیر است، حتی اگر جادۀ برزخی نباشد، اما می‌بینند که از اینجا آمدند. مثلاً از پنجاه کیلومتر آنطرف‌تر حرکت نمی‌کنند. چند دفعه که می‌آیند و می‌روند، می‌بینند که ملائک دارند از همین مسیر عبور می‌کنند. می‌فهمند که اینجا مسیر ‌تردد است. اگر بخواهند نزدیک شوند، آنها عکس‌العمل نشان می‌دهند. می‌گردند تا در جاهایی پنهان شوند. آنکه در جاهایی پنهان شوند یا کمین کنند، طبق آیۀ ۹ سوره‌ی جن، آن می‌شود ﴿مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ﴾. ‌ای کاش می‌شد برای این مجموعه آیات یک فیلم درست کرد. آدم در قالبِ فیلم، اینها را توضیح دهد و هر قسمتی را که توضیح می‌دهد آیه‌اش بیاید، خیلی ماجرای جالبی می‌شود.

 بعضی وقت‌ها، این مکان‌هایی که اینها کمین می‌کنند شاید ده هزار کیلومتر با مسیر عبور ملائک فاصله داشته باشد. ما برای شنیدنِ صدای دو نفر باید به چند متری‌شان برسیم. آنها هم همین رفتار را می‌کنند، اما نه در فاصلۀ چند متری. الزام ندارد در چند متری باشند. گاهی چند هزار کیلومتر فاصله دارند. اما به هرحال تا جایی باید نزدیک شوند. در برزخ نمی‌توانند بروند، چون جسم برزخی ندارند. اما در همین آسمانِ دخان تا بشود این‌طرف و آن‌طرف می‌روند تا به محل‌های ‌تردد ملائک نزدیک شوند. یا به جاهایی که اموات هستند. باغ‌های برزخی یا جاهایی که اموات در برزخ زندگی می‌کنند نزدیک شوند. گوش کنند که این یا آن چه می‌گویند.

اجنّه هم عمر طولانی دارند. بعضی وقت‌ها ممکن است در یک کمین‌گاه دو سال بنشینند. چرا این کار را می‌کنند؟ برای کنجکاوی! دوست دارند ببینند آن‌طرف چه خبر است. مثلاً اگر در همین عالمِ مادیِ خودمان بگویند جاهایی وجود دارد  که می‌شود صدای دخانی‌ها را شنید. بعضی‌ها آنجا اطراق می‌کنند. زندگی‌شان را به آنجا می‌برند، چرا؟ مگر اینها کار و زندگی ندارند؟ اشتیاق به این ماجرا و کنجکاوی این موضوع وجودشان را پر می‌کند. حالا برای آدم‌ها، مگر در قالبِ مقوله‌ای به نام مِدیوم یا چنین مقولاتی، دسترسی سخت است، اما این ماجرا در دخان خیلی عادی بوده است. به قدری عادی بوده که در آیات ابتدایی سورۀ جن می‌بینیم صالحانِ جن دارند صحبت می‌کنند. می‌گویند ما قبلاً راحت می‌رفتیم و می‌دیدیم. مسئله‌ای نبود، ما می‌رفتیم در کمین‌گاه‌ها می‌نشستیم. اینها را کافرانِ جن نمی‌گویند، صالحان جن می‌گویند. ما می‌رفتیم استراقِ سمع می‌کردیم، در کمین‌گاه‌ها می‌نشستیم. صالحان جن دیگر چرا؟! بله، همین‌طور بوده است. خداوند دارد در قرآن می‌فرماید و جملاتی که مثلاً در آیات ۷ تا ۹ سوره‌ی جن است، کلام «صالحان» جن است که می‌گویند الان مدتی است ما نمی‌توانیم این کار را انجام بدهیم. وقتی می‌گویند الان نمی‌توانیم، یعنی قبلاً راحت بودیم. ما قبلاً می‌رفتیم. خیلی راحت این کار را انجام می‌دادیم. این ماجرا الزاماً منفی نبوده است. همه دوست دارند که از عالم بالا خبر پیدا کنند. این که چیست؟ چه خبر است؟ حتی در قرآن هست که یا رسول الله! شما در ملأ اعلی نبودی ببینی که این بحث بود، یا چنین و چنان بود. و خدا هم می‌فرماید که اشتیاق و دانستن خوب است. طبق سورۀ جن هم صالحان جن دارند استراق سمع می‌کنند. و باز طبق همین آیه، شهاب‌هایی که از یک زمانی به بعد قرار داده شده است، حتی علیه صالحان جن عمل می‌کند. شهاب‌ها نه فقط علیه شیاطینِ متمرد، بلکه علیه هر نوع جنی که به سمت استراقِ سمع بیاید فعال می‌شود.


[۱] ـ [أنبیاء۳۲] ص۳۲۴ ـ ﴿ وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آياتِها مُعْرِضُونَ﴾.

[۲] ـ [بقره۲۵۵] ص۴۲ ـ ﴿ اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظيمُ﴾.

[۳] ـ [حجر۱۶] ص۲۶۳٫

[۴] ـ [حجر۱۷] ص۲۶۳ ـ ﴿ وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجيمٍ﴾.

[۵] ـ [صافّات۶]، [صافّات۷] ص۴۴۶٫

[۶] ـ [فصلت۱۲] ص۴۷۸ ـ ﴿ فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ في‌ يَوْمَيْنِ وَ أَوْحى‌ في‌ كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَ وَ حِفْظاً ذلِكَ تَقْديرُ الْعَزيزِ الْعَليمِ﴾.

[۷] ـ [مُلک۵] ص۵۶۲ ـ ﴿ وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطينِ وَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذابَ السَّعيرِ﴾.

[۸] ـ [جنّ۹] ص۵۷۲ ـ ﴿ وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً﴾.