باران بخشی


نهی از اعتقاد به باران بخشی ستاره


آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار    ج‏۲     ص : ۲۶۲

از ابن عباس است كه گفت: در يك سفرى مردم را تشنگى سختى رسيد و پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله دعا كرد و سيراب شدند بباران، و شنيد مردى گويد بباران بخشى فلان ستاره باران آمد، و اين آيه نازل شد، و حسن گفته: يعنى بهره خود را از قرآن تكذيبش ميسازيد، و از على عليه السّلام و از ابن عباس و از پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله روايت شده كه «تجعلون شكركم» يعنى بجاى شكر و قدر دانى كه بايدتان، تكذيب مينمائيد، يا اينكه شكر روزى خود را تكذيب مينمائيد …


نهی از اعتقاد به باران بخشی ستاره


آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار    ج‏۲    ص : ۲۶۳

بسندى از أبى عبد الرحمن سلمى كه على عليه السّلام سوره واقعه براى آنها خواند «و تجعلون شكركم أنكم تكذبون» و چون تمام كرد فرمود: من ميدانم يكى خواهد گفت چرا چنين خواند راستش من از پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله شنيدم چنين ميخواند، و چون باران مى‏آمد ميگفتند اثر فلان ستاره است و خدا فرو فرستاد «شكر شما اينست كه دروغ ميشماريد» (۴) ۲- بسندى از امام ششم است كه در وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ فرمود بلكه آن و تجعلون شكركم أنكم تكذبون‏است.


نهی از اعتقاد به باران بخشی ستاره


آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار    ج‏۲  ص : ۲۶۳

بسند خود از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه سه چيز از عادات جاهليت است فخر بنسب، طعن در حسب، و باران خواستن بانواء.


نهی از اعتقاد به باران بخشی ستاره


آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار    ج‏۲    ص : ۲۶۳

بسندش از على عليه السّلام كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود:

چهار چيز پيوسته در امّتم باشند تا روز قيامت، فخر بخاندان، و طعن در نژاد، و باران‏جوئى بستاره ‏ها، و نوحه گرى


نهی از اعتقاد به باران بخشی ستاره


آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار    ج‏۲  ص : ۲۶۳

در الخرائج: روايت است كه در جنگ تبوك مردم تشنه شدند، و گفتند يا رسول اللَّه كاش دعا ميكردى خدا ما را سيراب ميكرد، دعا كرد، و رودخانه‏ها روان شدند، و ناگاه مردمى كه لب رود ايستاده بودند ميگفتند: ما بنوء ذراع يا نوء چنانى باران يافتيم، رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود: بنگريد تا چه ميگويند؟ خالد گفت: گردنهاشان را بزنم؟ رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود: چنين ميگويند و ميدانند كه خدا باران فرود آورده‏


نهی از اعتقاد به باران بخشی ستاره


آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار    ج‏۲   ص : ۲۶۳

از أبى خدرة كه اين آيه در باره يك مرد انصارى فرود آمد در غزوه تبوك، در حجر منزل كردند و پيغمبر فرمود: چيزى از آب آن برنگيرند و در منزل ديگر آب نداشتند، و به پيغمبر شكايت بردند و آن حضرت دو ركعت نماز خواند و دعا كرد، و خدا يك ابرى فرستاد و بر آنها باريد تا سيراب شدند، و مردى انصارى بديگرى كه متهم بنفاق بود گفت: واى بر تو ديدى پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله دعا كرد و خدا باران داد بما، در پاسخش گفت باران ما بسبب نوء چنانى بود و خدا فرو فرستاد وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ (.. ص ۱۶۲) (۲) ۱۹- و از على عليه السّلام در تفسير اين آيه فرمود: يعنى «شكر شما اينست كه تكذيب ميكنيد» و ميگوئيد باران ما به نوء چنانيست. (۳) ۲۰- و از أبى عبد الرحمن سلمى گفت: على عليه السّلام در نماز بامداد سوره واقعه را خواند و گفت: و تجعلون شكركم أنكم تكذبون و چون تمام كرد فرمود: من ميدانم يكى خواهد گفت: چرا چنين خواند؟ من شنيدم رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله آن را چنين ميخواند، وقتى بارانشان مى‏آمد ميگفتند: باران ما از نوء چنانيست، و خدا فرو فرستاد «شما شكر خود را در برابر باران اين ميسازيد كه بدان تكذيب مينمايند»


نهی از اعتقاد به باران بخشی ستاره


آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار    ج‏۲ ص : ۲۶۳

: از يعقوب بن شعيب گفت پرسيدم امام ششم عليه السّلام را از قول خدا تعالى «و ايمان نيارند بيشترشان بخدا جز با اينكه مشركند، ۱۰۶- يوسف» فرمود:

ميگفتند بنوء كذا و نوء كذا باران داريم، ديگر آنكه به پيشگويان مراجعه ميكردند و آنچه ميگفتند باور ميكردند.


نهی از اعتقاد به باران بخشی ستاره


آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار    ج‏۲    ص : ۲۶۳

و از ابن عباس است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله روزى باصحابش فرمود: ميدانيد پروردگار شما چه فرمايد؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند، فرمود: ميفرمايد:

آنان كه ميگويند باران ما از ستاره چنين و چنين است، كافر بخدا و مؤمن بستاره‏ اند و آنان كه گويند: خدا بما باران داده بخدا مؤمنند و بدان ستاره كافر