رد علم نجوم


ذم علم عمل بر اساس علم نجوم مرسوم


احتجاج-….

وَ رُوِيَ أَنَّهُ ع لَمَّا أَرَادَ الْمَسِيرَ إِلَى الْخَوَارِجِ قَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ إِنْ سِرْتَ فِي هَذَا الْوَقْتِ خَشِيتُ أَنْ لَا تَظْفَرَ بِمُرَادِكَ مِنْ طَرِيقِ عِلْمِ النُّجُومِ فَقَالَ ع أَ تَزْعُمُ أَنَّكَ تَهْدِي إِلَى السَّاعَةِ الَّتِي مَنْ سَارَ فِيهَا صُرِفَ عَنْهُ السُّوءُ وَ تُخَوِّفُ السَّاعَةَ الَّتِي مَنْ سَارَ فِيهَا حَاقَ بِهِ الضُّرُّ فَمَنْ صَدَّقَكَ بِهَذَا فَقَدْ كَذَّبَ الْقُرْآنَ وَ اسْتَغْنَى عَنِ الِاسْتِعَانَةِ بِاللَّهِ فِي نَيْلِ الْمَحْبُوبِ وَ دَفْعِ الْمَكْرُوهِ- وَ يَنْبَغِي فِي قَوْلِكَ لِلْعَامِلِ بِأَمْرِكَ أَنْ يُولِيَكَ الْحَمْدَ دُونَ رَبِّهِ لِأَنَّكَ بِزَعْمِكَ أَنْتَ هَدَيْتَهُ إِلَى السَّاعَةِ الَّتِي نَالَ فِيهَا النَّفْعَ وَ أَمِنَ الضُّرَّ أَيُّهَا النَّاسُ إِيَّاكُمْ وَ تَعَلُّمَ النُّجُومِ إِلَّا مَا يُهْتَدَى بِهِ فِي بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ فَإِنَّهُ يَدْعُو إِلَى الْكِهَانَةِ الْمُنَجِّمُ كَالْكَاهِنِ وَ الْكَاهِنُ كَالسَّاحِرِ وَ السَّاحِرُ كَالْكَافِرِ وَ الْكَافِرُ فِي النَّارِ سِيرُوا عَلَى اسْمِ اللَّهِ وَ عَوْنِهِ وَ مَضَى فَظَفِرَ بِمُرَادِهِ ص‏

احتجاج-ترجمه جعفرى، ج۱، ص: ۵۲۸

نقل است كه آن حضرت عليه السّلام قصد حركت به سوى خوارج را نمود يكى از أصحاب به او عرض كرد: اگر اين ساعت حركت كنى مى‏ترسم كه به مراد خود نرسيده و پيروز نگردى، و من اين سخن را از علم نجوم دريافته‏ ام.

حضرت فرمود: گمان می‏كنى تو از آن ساعتى كه اگر كسى در آن حركت كند با ناراحتى روبرو نخواهد شد آگاهى؟ و مى‏توانى از آن ساعتى كه هر كس در آن براه افتد زيان مى ‏يابد او را باخبر كنى؟ كسى كه در اين گفتار تو را تصديق كند، قرآن را تكذيب كرده است، و از استعانت به خدا در رسيدن به هدفهاى محبوب و مصونيت از آنچه ناپسند است بى‏نياز شده است.گويا مى‏خواهى به جاى خداوند، تو را ستايش كنند، چون به زعم خود، مردم را به ساعتى كه در آن به مقصود مى‏رسند و از زيان بر كنار مى‏مانند، هدايت كرده‏اى! اى مردم، از فراگرفتن علم نجوم بر حذر باشيد، جز به آن مقدار كه در درياها و خشكيها شما را هدايت كند. چه اينكه نجوم به سوى كهانت دعوت میكند، منجّم همچون كاهن است، و كاهن چون ساحر، و جادوگران همانند كافران و كافر در آتش است، اكنون از سخن اين منجّم نترسيد، و به نام خدا به سوى مقصد حركت كنيد.

پس آن حضرت با لشكريانش به سوى كارزار حركت كرده و پيروز گرديد.

نهى از نظر در ستاره‏ ها براى فهم پيشامدها


بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏۵۵     ص : ۲۱۷

الْخِصَالُ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْزَةَ بْنِ عُمَارَةَ عَنْ سَالِمِ بْنِ سَالِمٍ وَ أَبِي عَرُوبَةَ مَعاً عَنْ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع قَالَ نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص عَنْ خِصَالٍ إِلَى أَنْ قَالَ وَ عَنِ النَّظَرِ فِي النُّجُوم‏

آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار    ج‏۲    ص : ۱۸۷

در خصال (۳۵) بسندش از امام چهارم عليه السّلام كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله نهى كرد از چند خصال- تا فرمود- از نظر در ستاره ‏ها براى فهم پيشامدها

ذم عمل براساس طالع


آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار    ج‏۲    ص : ۱۸۷

در فقيه بسندش از عبد الملك بن اعين كه بامام ششم عليه السّلام گفتم: گرفتار اين علم شدم و چون طالع بد بينم براى حاجتى بنشينم و بدنبال آن نروم و چون طالع نيك بينم بروم، فرمود: حكم ميكنى طبق طالع؟ گفتم آرى، فرمود: كتابهايت را بسوز.

عقیده به نجوم گناه تیرهی که هوا را تیره کند


آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار    ج‏۲    ص : ۱۸۷

بسندى از امام چهارم عليه السّلام فرمود:

گناهانى كه هوا را تيره كنند جادو و كهانت و عقيده بنجوم و دروغ شمردن تقدير است‏

باز داشتن از نظر در نجوم


آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار    ج‏۲    ص : ۱۸۷

و از ابن عمر است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود: از علم نجوم همان را بياموزيد كه رهنماى خشكى و دريا است در تاريكى و سپس باز ايستيد.

و از على عليه السّلام فرمود: پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله مرا بازداشت از نظر در نجوم و واداشت بكامل كردن آب وضوء (….)

از أبى هريره كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله باز داشت از نظر در نجوم.

باز داشتن از تصدیق نجوم


آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار    ج‏۲    ص : ۱۸۷

از انس كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود: از دو چيز بر امّتم ميترسم، تكذيب بقدر و تصديق بنجوم‏

از علم نجوم اقتباس كند از جادو اقتباس كرده


آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار    ج‏۲     ص : ۱۸۷

از ابن عباس كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله فرمود: هر كه از علم نجوم اقتباس كند از جادو اقتباس كرده، فزود آنچه فزود (…)

نهى از نظر در نجوم


آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار    ج‏۲    ص : ۱۸۷

و از حسن بن على عليه السّلام كه چون خدا خيبر را بر پيغمبر گشود، كمان خود را خواست و بر دسته آن تكيه كرد و خدا را سپاس گفت و فتح و نصرت او را ياد نمود و از چند كار نهى كرد، از اجرت زناكار و از انگشتر طلا و از زمينهاى سرخ ابريشم و از جامه‏هاى ابريشم و از بهاى سگ و از خوردن گوشت خرهاى اهلى و از دادوستد طلا با طلا و نقره با نقره بكم و بيش و از نظر در نجوم

نهى از نظر در نجوم


آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار    ج‏۲     ص : ۱۸۷

از عباس بن عبد المطلب كه رسول خدا (ص) فرمود: خدا اين جزيره را از شر پاك كرد تا نجوم آنان را گمراه نسازد

نهى از نظر یادگیری ابجد برای ستاره شناسی


آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار    ج‏۲ ص : ۱۸۷

و از ابن عباس كه رسول خدا (ص) فرمود: هر كه حروف ابجد ياد گيرد تا ستاره‏ شناسى كند روز قيامت نزد خدا بهره‏ اى ندارد

نهی نظر به نجوم


بحارالانوار   ج۱۰۰   ص۴۳  

۸-  ل، ]الخصال[ إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ سَالِمِ بْنِ سَالِمٍ وَ أَبِي عَرُوبَةَ مَعاً عَنْ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ  أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع قَالَ لَمَّا افْتَتَحَ رَسُولُ اللَّهِ ص خَيْبَرَ دَعَا بِقَوْسِهِ فَاتَّكَى عَلَى سِيَتِهَا ثُمَّ حَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ ذَكَرَ مَا فَتَحَ اللَّهُ لَهُ وَ نَصَرَهُ بِهِ وَ نَهَى عَنْ خِصَالٍ تِسْعَةٍ عَنْ مَهْرِ الْبَغِيِّ وَ عَنْ عَسِيبِ الدَّابَّةِ يَعْنِي كَسْبَ الْفَحْلِ وَ عَنْ خَاتَمِ الذَّهَبِ وَ عَنْ ثَمَنِ الْكَلْبِ وَ عَنْ مَيَاثِرِ الْأُرْجُوَانِ قَالَ أَبُو عَرُوبَةَ عَنْ مَيَاثِرِ الْخَمْرِ وَ عَنْ لَبُوسِ ثِيَابِ الْقَسِّيِّ وَ هِيَ ثِيَابٌ تُنْسَجُ بِالشَّامِ وَ عَنْ أَكْلِ لُحُومِ السِّبَاعِ وَ عَنْ صَرْفِ الذَّهَبِ بِالذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ بِالْفِضَّةِ بَيْنَهُمَا فَضْلٌ وَ عَنِ النَّظَرِ فِي النُّجُومِ

نصايح، ص: ۲۹۱

ترجمه مشابه:

(۳) هنگامى كه پيغمبر «صلّى اللّه عليه و آله و سلّم» خيبر را فتح كرد كمان خود را طلبيد، بر دسته‏ى آن تكيه كرد و پس از حمد و ثناى الهى و تذكر فتح و نصرتى كه خدا نصيبشان كرده از نه چيز جلوگيرى كرد: اجرت زنا، مزد جفتگيرى حيوان، انگشتر طلا، بهاى سگ (منظور سگ ولگرد يا تشريفاتى است نه سگ شكارى، نگهبان گله و باغ و خانه).

دوشكچه‏هاى حرير، گوشت درندگان، خريد و فروش طلا به طلا يا نقره به نقره با زيادى يك طرف، و مطالعه‏ى در نجوم (براى تعيين سعد و نحس كارهاى و امثال آن).