وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ في‏ ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مُبينٍ (انعام: ۵۹)

و كليدهاى غيب، تنها نزد اوست. جز او [كسى‌] آن را نمى‌داند، و آنچه در خشكى و درياست مى‌داند، و هيچ برگى فرو نمى‌افتد مگر [اينكه‌] آن را مى‌داند، و هيچ دانه‌اى در تاريكيهاى زمين، و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است.

خلاصه:

منظور از مفاتیح همان خزائن غیبی است که علم آنها نزد خداست و آنرا توسط قلم بر لوح محفوظ نگاشته است.

متن تفسیر:

قوله تعالى: وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ- مفاتح خزائن است، و مفاتيح مقاليد.

مفاتح جمع مفتح و مفاتيح جمع مفتاح. وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ همانست كه جاى ديگر گفت: «لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»، و اين خزائن غيب آن پنج علم‏اند كه آنجا گفت: «إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ».

روى ابن عمر انّ النبىّ (ص) قال: «مفاتيح الغيب خمس لا يعلمها الّا اللَّه».

إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ الى آخره- اين آيت جواب آن اعرابى است كه پيش مصطفى شد، و معه ناقة، فقال: ان كنت نبيّا فأخبرنى عمّا فى بطن ناقتى هذه ذكر هو او أنثى؟ و ما الّذى يصيبنا غدا؟ و متى يمطر السّماء؟ و متى تقوم السّاعة؟ و متى اموت؟ فنزلت: «إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ» الاية.

جمعى مفسران گفتند: كه مفاتيح غيب آنست كه از آدميان در غيب است از روزى و باران و نزول عذاب و سعادت و شقاوت و ثواب و عقاب و سرانجام كار و خاتمت اعمال و انقضاء آجال. و گفته‏اند كه: درين آيت دلالت روشن است كه رب العالمين بحقيقت داند بودنيها را پيش از بودن آن، يعلم انّه يكون ام لا يكون، و ما يكون كيف يكون؟ و ما لا يكون ان لو كان كيف يكون؟ قال ابن مسعود: اوتى نبيكم كلّ شي‏ء الّا مفاتيح الغيب.

وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ- هر چه در بيابان است و در آبادان، مى‏داند. هر چه در خشك زمين است از نبات و تخم و گياه ميداند. و هر چه در بحر زندگى كند، و هر چه در آن هلاك شود همه داند. ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها عدد برگ درختان همه داند. آنچه بر درخت بماند داند، و آنچه بيوفتد داند كه كى جدا شد؟ و چند بار گرد خود برگشت؟ و چون بيفتاد؟ بر روى افتاد يا بر پشت؟ «وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ» هيچ دانه و تخمى در زير زمين نيفتد كه نه اللَّه داند كه رست يا نرست. آنچه نرست چون شد؟ و آنچه رست كى رست؟ و چون رست؟ و از آن چه رست؟ و چون شد؟

ابن عباس گفت: «فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ» يعنى فى الثّرى تحت الصّخرة فى اسفل الارضين السبع. هر چه در هفتم طبقه زمين زير صخره است اللَّه ميداند.

وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ- اين از جوامع قرآن است كه همه چيز كه در جهان است در زير آنست. هر چه حيوان است رطب است، و هر چه موات يابس.

ابن عباس گفت: «الرّطب الماء و اليابس البادية». و گفته‏اند: هر چه رويد رطب است، و هر چه نرويد يابس. عبد اللَّه حارث گفت: اين درختان و نبات زمين است كه اللَّه داند كه چندتر بماند و كى خشك گردد. و عن نافع عن ابن عمر عن النبىّ (ص) قال: «ما من زرع على الارض و لا ثمار على الاشجار الا عليها مكتوب: بسم اللَّه الرحمن الرحيم.

رزق فلان بن فلان، فذلك قوله تعالى فى محكم كتابه: وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ».

جعفر بن محمد گفت: الورقة السقط، و الحبّة الولد، و ظلمات الارض الارحام، و الرّطب ما يحيى، و اليابس ما يقبض، و كل ذلك فى كتاب مبين.

و قيل: الرّطب لسان المؤمن، رطب بذكر اللَّه، و اليابس لسان الكافر لا يتحرّك بذكر اللَّه و بما يرضى اللَّه. «إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ»- اين را دو معنى گفته‏اند: يكى آنست كه مثبت فى علم اللَّه متقن. هيچ چيز  نيست از رطب و يابس كه نه در علم خدا مثبت و محكم ساخته، و از آن پرداخته. معنى ديگر: «إِلَّا فِي كِتابٍ» يعنى اثبته اللَّه فى كتاب قبل خلقه، كقوله: إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها. ميگويد هيچ چيز نيست و بشما نرسد هيچ رسيدنى كه نه اللَّه آن را اثبات كرده، و حكم رانده، و در لوح محفوظ نبشته، پيش از آفريدن آن، و يشهد لذلك

قول النبى (ص): «كتب اللَّه مقادير الخلائق قبل ان يخلق السماوات و الارض بخمسين الف سنة.قال: وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ». و

روى انه قال: «يا با هريرة جفّ القلم بما انت لاق»، وروى انّه قال: «انّ اوّل ما خلق اللَّه القلم، فقال اكتب. قال: ما اكتب؟ قال: القدر، ما كان و ما هو كائن الى الابد».

اگر كسى گويد: چه حكمت را در لوح محفوظ نبشت؟ چون خود جل جلاله همه ميداند، و بوى هيچ چيز فرو نشود، و درنگذرد. جواب آنست كه جلال ربوبيت و كمال احديت خود بخلق بنمايد، تا معلومات اللَّه بدانند، و جلال عزّت و عظمت وى بشناسند و در ايمان و طاعت بيفزايند، و بدانند كه چون اوراق و حبات و رطب و يابس كه در آن ثواب و عقاب نبشته است، شمردنى و نبشتنى است، اعمال و احوال ايشان كه در آن ثواب و عقاب است اوليتر كه نويسد و شمارد وفا خواهد و نيز تا آن فريشتگان كه موكل‏اند بر كائنات و حادثات، و هر سال آن را مقابل ميكنند و كرده با نبشته موافق بينند، عظمت اللَّه بآن بدانند و عبرت گيرند و در بندگى بكوشند.[۱]


[۱] كشف الأسرار و عدة الأبرار، ج‏۳، ص: ۳۷۸-۳۷۹