أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا في‏ مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْ عَسى‏ أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَديثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ (أعراف: ۱۸۵)

آیا فکر و نظر در ملکوت آسمانها و زمین و در هر چه خدا آفریده نکردند و در این که اجل و مرگ آنها بسا باشد که به آنان بسیار نزدیک شده باشد؟ پس به چه حدیثی بعد از این (کتاب مبارک آسمانی) ایمان خواهند آورد؟

دعوت خداوند به منظور ایجاد آگاهی از آخرت و ایجاد زهد در مردم

قَالَ بَعْضُهُمْكَانَ النَّاسُ فِي الصَّدْرِ الْأَوَّلِ لَا يَقُولُ أَحَدٌ لِأَحَدٍ كَيْفَ أَصْبَحْتَ وَ كَيْفَ أَمْسَيْتَ إِلَّا وَ قَدْ عَزَمَ إِنْ رَأَى بِهِ مَكْرُوهاً غَيَّرَهُ.

فِي تَفْسِيرِ قَوْلِهِ‏ وَ أَنْ عَسى‏ أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ‏ فَهُوَ أَجَلُ مَوْتِهِمْ فَيَدْعُوهُمْ ذَلِكَ إِلَى أَنْ يَحْتَاطُوا لِدِينِهِمْ وَ لِأَنْفُسِهِمْ فِيمَا يَصِيرُونَ إِلَيْهِ بَعْدَ الْمَوْتِ مِنْ أُمُورِ الْآخِرَةِ فَيُزَهِّدَهُمْ فِي الدُّنْيَا وَ فِيمَا يَطْلُبُونَهُ مِنْ فَخْرِهَا وَ شَرَفِهَا وَ عِزِّهَا.[۱]

 

زهد پیشگان نه به خاطر ترس از جهنم و شوق بهشت، بلکه به ملکوت می نگرند و فقط خداوند را شایسته عبادت می دانند.

و روى الشيخ الحسن بن أبي الحسن بن محمّد الديلميّ في كتاب إرشاد القلوب إلى الصواب عن أمير المؤمنين عليه السلام‏: إنّ النبيّ صلى اللَّه عليه و آله سأل ربّه ليلة المعراج‏ …

يا أحمد، هل تعرف ما للزاهدين عندي؟ قال: لا يا ربّ، قال: يبعث الخلق و يناقشون للحساب و هم من ذلك آمنون. إنّ أدنى ما اعطي الزاهدين في الآخرة أن اعطيهم مفاتيح الجنان كلّها حتّى يفتحوا أيّ باب شاؤوا، و لا أحجب عنهم وجهي و لأنعمنّهم بألوان التلذّذ من كلامي و لأجلسنّهم في مقعد صدق و اذكرهم ما صنعوا و تعبوا في دار الدنيا، و افتح لهم أربعة أبواب: باب تدخل عليهم الهدايا بكرة و عشيا من عندي، و باب ينظرون منه إليّ كيف شاؤوا بلا صعوبة، و باب يطّلعون منه إلى النار فينظرون للظالمين كيف يعذّبون، و باب يدخل عليهم منه الوصائف و الحور العين.

قال: يا ربّ، من هؤلاء الزاهدون الذين وصفتهم؟ قال: الزاهد هو الذي ليس له بيت يخرب فيغتمّ لخرابه، و لا له ولد يموت فيحزن لموته، و لا له شي‏ء يذهب فيحزن لذهابه، و لا يعرف إنسانا يشغله عن اللَّه طرفة عين. و لا له فضل طعام يسأل عنه و لا له ثوب ليّن.

يا أحمد، وجوه الزاهدين مصفرّة من تعب الليل و صوم النهار، و ألسنتهم كلال من ذكر اللَّه، قلوبهم في صدورهم مطعونة من كثرة ما يخالفون أهواءهم، قد ضمروا أنفسهم من كثرة صمتهم، قد أعطوا المجهود من أنفسهم لا من خوف نار و لا من شوق جنّة، و لكن ينظرون‏ فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‏ فيعلمون أنّ اللَّه سبحانه أهل للعبادة.

يا أحمد، هذه درجة الأنبياء و الصدّيقين من امّتك و امّة غيرك و أقوام من الشهداء. قال: يا ربّ، أيّ الزهّاد أكثر، زهّاد امّتي أم زهّاد بني إسرائيل؟ قال: إنّ زهّاد بني إسرائيل في زهّاد امّتك كشعرة سوداء في بقرة بيضاء. قال: يا ربّ، و كيف ذلك و عدد بني إسرائيل كثير؟ قال: لأنّهم شكّوا بعد اليقين و جحدوا بعد الإقرار.

قال النبيّ صلى اللَّه عليه و آله فحمدت اللَّه و شكرته و دعوت لهم بالحفظ و الرحمة و سائر الخيرات.[۲]

 

ترجمه: اى احمد، مى‏دانى كه زاهدين در نزد من چه امتيازى دارند؟ حضرت محمد عرض مى‌‏كند: خداوندا، نمى‌‏دانم. خداوند مى‌‏فرمايد: مردم وقتى كه در صحراى محشر حضور يابند، به حساب آنها رسيدگى مى‏‌شود ولى زاهدان از اين حساب و توقف طولانى در محشر معافند. كوچكترين چيزى كه در آخرت من به زاهدان مى‏‌دهم، كليد همه بهشتها است. كه هر كدام از آنها بخواهند در آن را باز كنند، من روى خود را از آنها برنمى‏‌گردانم. بلكه با سخنانم آنها را لذت مى‏‌بخشم.

آنها را در قرارگاه صدق مى‌‏نشانم و براى آنها آن زحماتى را كه در دنيا كشيده‏‌اند مى‌‏گويم.

براى آنان چهار در مى‏‌گشايم كه از يك در صبح و شام هداياى من براى آنها داخل مى‏‌شود و از در ديگر هر طور كه بخواهند به من نظاره مى‏‌كنند و به تجليات من به آسانى نگاه مى‏‌كنند و از در سوم به جهنم نگاه مى‌‏كنند و مى‌‏بينند كه ستمكاران و گنهكاران چگونه در آنجا معذب هستند و از در چهارم براى آنان حوريان و خدمتكاران داخل مى‏‌شوند.

حضرت محمد عرض مى‌‏كند: خداوندا، اين زاهدان چه كسانى هستند؟

خداوند مى‏‌فرمايد: زاهد كسى است كه او خانه‏‌اى ندارد كه از خراب شدن آن غمناك شود و يا اين كه از مرگ فرزندش اندوهناك گردد و يا براى از دست رفتن مال و ملكش محزون شود. و با هيچ انسانى مانوس نمى‏‌شود كه او را لحظه‏‌اى از ياد خداوندش غافل كند. او طعام‌هاى رنگين نمى‌‏خورد كه در باره آن‌ها از وى سؤال شود و لباس نرم و راحت هم ندارد.

اى احمد، روى زاهدان از عبادت شبانه و روزه‏‌هاى روز زرد است و زبان آن‌ها در اثر ذكر خداوند خسته است و دل‌هاى ايشان در سينه‌ه‏ایشان است و مردم بواسطه زيادى مخالفت آنان با هوا و هوسشان به آنان طعنه مى‏‌زنند كه چرا اين همه دست از دنيا و لذت آن كشيده‏‌اند؟ از كثرت سكوت نفس خود را مهار كرده‏‌اند و خود را در نظر ديگران حقير جلوه داده‏‌اند. آن‌ها همه اين رنج‌ها را نه به خاطر ترس از آتش جهنم متحمل مى‏‌شوند و نه براى شوق بهشت. ليكن آن‌ها به ملكوت آسمانها و زمين نظر مى‏‌كنند و فقط خداوند را شايسته عبادت مى‌‏دانند.

اى محمد، اين درجه مخصوص پيامبران و صديقان امت تو و امت ساير انبياء است و قومى هم از شهداء هستند كه داراى اين درجه مى‏‌باشند.

حضرت محمد عرض مى‌‏كند: خداوندا، كدام امت زاهدانش بيشتر است؟

امت من و يا امت بنى اسرائيل؟ خداوند مى‏‌فرمايد: زاهدان امت بنى اسرائيل در مقابل زاهدان امت تو، مانند يك موى سياه كوچكى است كه در تن يك گاو سفيد باشد.

حضرت محمد عرض مى‏‌كند: خداوندا، چرا، در حالى كه تعداد بنى اسرائيل زياد است؟ خداوند مى‏‌فرمايد: چون آنها پس از يقين دچار شك شدند و پس از اقرار انكار نمودند و از راه دين منحرف شدند. حضرت محمد مى‌‏فرمايد: من در قبل اين عنايت به خداوند حمد و شكر گفتم و براى امتم از خداوند خواستم كه آنها را از شر شيطان حفظ كند و رحمت و ساير بركاتش را بر آنان نازل فرمايد.[۳]


[۱] ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى، مجموعة ورّام – قم، چاپ: اول، ۱۴۱۰ ق.

[۲] شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، الجواهر السنية في الأحاديث القدسية (كليات حديث قدسى) – تهران، چاپ: سوم، ۱۳۸۰ش.

[۳] شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، الجواهر السنية في الأحاديث القدسية (كليات حديث قدسى) – تهران، چاپ: سوم، ۱۳۸۰ش.