اما کتاب مبین چیست؟ ابتدا مطرح کردیم که جنس کتاب مبین غیبی است. چون حداقل دو آیه وجود دارد که کتاب مبین را با غیب ارتباط مستقیم می‌دهد. این دو آیه حاکی از این است که کتاب مبین با غیب ارتباط دارد و آنها را در بحث قبل، مطرح کردیم.

همچنین کتاب مبین در یوم الحساب ظاهر می‌شود. طبق سیر ظهور در نشئات، در یوم اول قیامت، برزخیات ظاهر می‌شوند؛ در یوم دوم ملکوتیات؛ در یوم سوم عرشیات؛ و در یوم چهارم، پنجم و ششم، درجاتی از غیب ظاهر می‌شود. در یوم چهارم یا در یوم پنجم، کتاب مبین ظاهر می‌شود و بر اساس آن حساب انجام می‌شود و سپس جزای اعمال افراد داده می‌شود. چون کتاب مبین در یوم چهارم یا یوم پنجم ظاهر می‌شود، پس جنسش غیبی است. چون در یوم چهارم به بعد، غیب و غیبیات است که ظاهر می‌شود. مقولاتی از غیب وجود دارد که در دنیا از آن صحبت می‌شود، اما کسی آنها را ندیده است؛ مثل صراط مستقیم. اصل صراط مستقیم، غیبی است. اصل جنسیتش غیبی است؛ چون در جهنم کبرا ظاهر می‌شود. قبل از آن ظهور ندارد. تمام مقولاتی که از یوم چهارم به بعد ظاهر می‌شوند و تا قبل از آن ظاهر نبوده‌اند، جنسشان غیبی است و آن مقولاتی که در بهشت نهایی ظاهر می‌شوند، جنسشان فراتر از غیب است.

اگر همه چیز در کتاب مبین وجود دارد، آیا ما هم بخشی از کتاب مبین هستیم؟ باید توجه کرد که چیزهایی که ظاهر شده‌اند، «بخشی» از کتاب مبین نیستند. ماجرا این طور نیست که بگوییم کتاب مبین از ازل در حال ظهور بوده و هست و این سیر مدام جریان خواهد داشت و تکاملش در یوم پنجم قیامت است. بلکه تمام چیزهایی که ایجاد شده، «بر اساسِ» کتاب مبین است و خود کتاب مبین نیست. ما که خلق شده‌ایم، «بر اساس» کتاب مبین خلق شده‌ایم. من آیه‌ای از کتاب مبین نیستم. یک سنگ که خلق شده، «بر اساس» کتاب مبین خلق شده است. سنگ «جزو» کتاب مبین نیست. اگر همۀ چیزهایی که ظاهر شده، جزو کتاب مبین باشد و ما هم جزو کتاب مبین باشیم، یعنی ما در اولین شب قدر پس از بعثت بر رسول‌‌الله(ص) نازل شده‌ایم! شأن ما بسیار پایین‌تر از این حرف‌هاست؛ ما نازل نشده‌ایم؛ اشیاء نازل نشده‌اند؛ آسمان‌ها و زمین نازل نشده‌اند؛ بلکه چیزی به نام کتاب مبین نازل شده است. کتاب مبین با آسمان‌ها و زمین و محتویات آسمان‌ها و زمین متفاوت است. آسمان‌ها و زمین و تمام کلیات و جزئیات آسمان‌ها و زمین، «طبق کتاب مبین» ساخته شده است. همۀ کلیات و جزئیات در کتاب مبین وجود دارد؛ اما چه چیزی از آن در کتاب مبین است؟ آیا خودشان در کتاب مبین هستند؟ آیا ملکوتشان در کتاب مبین است؟ آیا برزخشان در کتاب مبین است؟ آیا غیبشان در کتاب مبین است؟ علم‌شان در کتاب مبین است؟ چه چیزی از آنها در کتاب مبین است؟ اگر می‌خوانیم که ﴿لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في كِتابٍ مُبينٍ[۱] و یا ﴿لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ إِلاَّ في كِتابٍ مُبينٍ[۲]، این آیات را باید به گونه‌ای معنا کنیم که با آیات ﴿وَ الْكِتابِ الْمُبينِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ في لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرينَ[۳] هم‌خوانی داشته باشد. اگر اشیاء «جزو» کتاب مبین باشند، یعنی اشیاء بر حضرت نازل شده‌اند و این امکان ندارد!


[۱]ـ [انعام۵۹] ص۱۳۴ ـ ﴿ وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ في‏ ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مُبينٍ﴾.

[۲] ـ [سبإ۳] ص۴۲۸ ـ ﴿ وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لا تَأْتينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلى‏ وَ رَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عالِمِ الْغَيْبِ لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مُبينٍ﴾.

[۳] ـ [دخان۲]، [دخان۳] ص۴۹۶٫

مطرح شد که اصل کتاب مبین یا جنس کتاب مبین غیبی است؛ به صورتی که شاید حتی بشود این طور گفت که وجه غیبی هر چه در آسمان‌ها و زمین وجود دارد، در کتاب مبین است. از قبل از اینکه زمان ایجاد شود، از قبل از اینکه مخلوقات ایجاد شوند، کتاب مبین بوده، چون غیبی است و زمان‌پذیر نیست. طبق همین وجوه غیبی که در کتاب مبین وجود دارد، آسمان‌ها و زمین، کلیات و جزئیاتش الان خلق شده است و در قیامت، دوباره خداوند از همین وجه غیبی آسمان‌ها و زمین، یعنی کلاً از جنبۀ کتاب مبین و بر اساس کتاب مبین، آسمان‌ها و زمین و محتویاتش را با توجه به قوانین حاکم بر آن یوم‌ها خلق می‌کند. کتاب مبین به قدری جایگاهش بالاست که خداوند در دوازده آیه‌ای دربارۀ کتاب مبین صحبت می‌کند؛ در پنج مورد از آن با حرف ﴿تِلْكَ[۱] یاد می‌کند: آیۀ اول سورۀ یوسف، آیۀ اول سورۀ حجر، آیۀ دوم سورۀ شعراء، آیۀ اول سورۀ نمل و آیۀ دوم سورۀ قصص. پنج بار خداوند می‌فرماید: ﴿تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبينِ﴾.

یک نکتۀ جالب دیگر اینکه کتاب مبین، آیات دارد. نازله‌اش هم که به صورت قرآن مبین است، آیات دارد. این آیات داشتن کتاب مبین، در اصل از بالاترین درجۀ قرآن، آنجا که هنوز نازله‌ای واقع نشده، شروع می‌شود. بالاترین درجۀ قرآن در چند آیه از قرآن مطرح شده که یک بار از آن با واژۀ «کتاب» در آیۀ اول سورۀ هود است: ﴿كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ[۲]. یعنی کتابی وجود دارد که آیاتی دارد و آیاتش مشمول ﴿أُحْكِمَتْ﴾ شده‌اند؛ ﴿ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ خَبيرٍ﴾. چون ابتدا تحکیم می‌شود و بعد تفصیل می‌شود و تفصیل در عالم غیب واقع می‌شود؛ پس تحکیم بالاتر از آن انجام می‌شود و خود آن کتابی که در این آیه از آن یاد می‌شود، بسیار بالاتر از عالم غیب است. این بحث‌ها ذیل آیۀ اول سورۀ هود مطرح می‌شود. اما از همین پنج آیه مشخص می‌شود که کتاب مبین آیات دارد. کتاب مبین آیات دارد، چون آن اصل کتاب که نازل نشده، آیات دارد. کتاب مبین آیات دارد، چون نازلۀ بعدی که قرآن است، آیات دارد. در پنج بار از دوازده بار، خداوند کتاب مبین را با ﴿تِلْكَ﴾ یاد می‌کند. ﴿تِلْكَ﴾ برای اشاره به دور است.

نکتۀ دیگر اینکه در چهار بار از این آیات، خداوند می‌فرماید کتاب مبین، «عند رب» است. مثلاً در آیۀ ۵۹ سورۀ انعام می‌فرماید: ﴿وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ في ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في كِتابٍ مُبينٍ[۳]. آیۀ بعدی آیۀ ۳۶ سورۀ توبه است: ﴿إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ …[۴]؛ کتاب الله، عند الله است. آیۀ سوم، آیۀ ۵۲ سورة طه است: ﴿قالَ عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي في كِتابٍ[۵]؛ پس کتاب، عِند رب است. علم بعضی مقولاتی که دارد از آن صحبت می‌شود، اینها هم در کتاب وجود دارد که کتاب هم عند رب است. آیۀ چهارم، آیۀ ۴ سورۀ قاف است: ﴿قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَ عِنْدَنا كِتابٌ حَفيظٌ[۶]؛ کتاب حفیظ نزد ماست.

پس کتاب مبین جایگاهش بسیار بالاست. خداوند آن را با ﴿تِلْكَ﴾ یاد می‌کند. کتاب مبین، عند رب است و در غیب وجود دارد. جنس کتاب مبین غیبی است. طبق آیۀ ۵۹ انعام اگر بخواهیم یک سیری را در نظر بگیریم، به این صورت می‌شود که کتاب مبین جنسش از غیب است. ابواب غیب ابتدا بسته است و به وسیلۀ ﴿مَفاتِحُ الْغَيْبِ﴾، کلیدهای غیب باز می‌شود. مرحلۀ بعد از باز شدن ابواب غیب، ایجاد مقولاتی در آسمان‌ها و زمین بر اساس کتاب مبین است؛ ایجاد تمام کلیات و جزئیات آسمان‌ها و زمین بر اساس کتاب مبین. به نظر می‌رسد چنین چیزی واقع می‌شود. کتاب مبین سر جایش وجود دارد و بر اساس آن تمام چیزهایی که از ازل تا ابد در آسمان‌ها و زمین ایجاد می‌شود، تمام آن کلیات و جزئیات زمین، بر اساس کتاب مبین است. کلیات و جزئیات آسمان‌ها و زمین کم و زیاد می‌شوند؛ بعضی‌ در یک زمانی ایجاد می‌شوند؛ اما کتاب مبین زمان ندارد؛ اصلاً زمان درونش ندارد. تمام مقولات آسمان‌ها و زمین، یک زمانی نابود می‌شوند؛ اما چیزهایی که در کتاب مبین وجود دارد، آیات کتاب مبین، نابود شدنی نیست؛ از بین رفتنی نیست. پس اینکه یک زمانی ایجاد می‌شوند، در کتاب مبین راه ندارد. آنجا گفته شده ـ همانطور که در آیات قرآن گفته شده ـ مثلا قوم هود این زمان بیایند و این زمان بروند. خود این آیه در قرآن وجود دارد و نابود نمی‌شود. چیزی که بر آن اساس بخواهد ایجاد شود، در زمان تعیین شده ایجاد می‌شود و در زمانی که تعیین شده نابود می‌شود.


[۱] ـ [یوسف۱] ص۲۳۵ ـ ﴿ الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبينِ﴾.

[۲] ـ [هود۱] ص۲۲۱ ـ ﴿ الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ خَبيرٍ﴾.

[۳] ـ [انعام۵۹] ص۱۳۴٫

[۴] ـ [توبه۳۶] ص۱۹۲ ـ ﴿ إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً في‏ كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكينَ كَافَّةً كَما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقينَ﴾.

[۵] ـ [طه۵۲] ص۳۱۵ ـ ﴿ قالَ عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي في‏ كِتابٍ لا يَضِلُّ رَبِّي وَ لا يَنْسى‏﴾.

[۶] ـ [ق۴] ص۵۱۸٫