۱ـ کتاب مبین با «غیب» ارتباط دارد.

ارتباط کتاب مبین با غیب، در سه مجموعه از آیات مطرح شده است. در آیة ۵۹ انعام داریم: «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلاّ هُوَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاّ یَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فی ظُلُماتِ اْلأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاّ فی کِتابٍ مُبینٍ». در این آیه غیب و کتاب مبین نزدیک به هم مطرح شده است. باید بررسی کنیم که آیا این یک اتفاق است؛ یا در آیات دیگر هم واقع شده است.

در آیة ۷۵ سورة نمل «غائبه» و کتاب مبین در کنار هم آمده‌اند: «وَ ما مِنْ غائِبَةٍ فِي السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ إِلاّ في کِتابٍ مُبينٍ». در آیة ۳ سورة سبأ، «عالم الغیب» در کنار کتاب مبین دیده می‌شود: «وَ قالَ الَّذينَ کَفَرُوا لا تَأْتينَا السّاعَةُ قُلْ بَلي وَ رَبّي لَتَأْتِيَنَّکُمْ عالِمِ الْغَيْبِ لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي اْلأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْبَرُ إِلاّ في کِتابٍ مُبينٍ». پس ارتباطی باید بین این دو موضوع وجود داشته باشد که البته هنوز نمی‌دانیم چه ارتباطی است.

به نوع ورود به بحث دقت کنید. در بحث از مفهوم یک واژه، ابتدا تنزیه معنا را مطرح می‌کنیم و تا حد ممکن، احتمالات نادرست را پس می‌زنیم، تا بتوانیم راحت‌تر جلو برویم. در مرحلة بعد، یک سری خصوصیات آن واژه را مطرح می‌کنیم؛ در حالی که هنوز آن واژه را تعریف نکرده‌ایم.

۲ـ کتاب مبین با «علم» ارتباط دارد.

در قرآن ۱۳ بار بین کتاب مبین و علم، ارتباط داده شده است. مثلاً در آیة ۷ آل عمران صحبت از امّ ‌الکتاب و علم می‌شود و پیش از این گفتیم که کتاب مبین، در امّ‌ الکتاب است. در آیات زیر هم این ارتباط دیده می‌شود:

  • وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ في ظُلُماتِ اْلأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاّ في کِتابٍ مُبينٍ (انعام: ۵۹)
  • وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي اْلأَرْضِ إِلاّ عَلَي اللّهِ رِزْقُها وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها کُلٌّ في کِتابٍ مُبينٍ (هود: ۶)
  • الر تِلْکَ آياتُ الْکِتابِ وَ قُرْآنٍ مُبينٍ … وَ ما أَهْلَکْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلاّ وَ لَها کِتابٌ مَعْلُومٌ  (حجر: ۱-۴)

این آیات، حاکی از نوعی ارتباط میان کتاب معلوم با کتاب مبین است.

  • قالَ عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي في کِتابٍ لا يَضِلُّ رَبّي وَ لا يَنْسي (طه: ۵۲)

کتاب در این آیه بنا به دلایلی که بعدا ذکر خواهیم کرد، همان کتاب مبین است.

  • أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ إِنَّ ذلِکَ في کِتابٍ إِنَّ ذلِکَ عَلَي اللّهِ يَسيرٌ (حج: ۷۰)

در این آیه نیز خواهیم گفت که کتاب، همان کتاب مبین است. در مجموع در ۱۳ آیة قرآن، کتاب مبین به علم مربوط شده است.

۳ـ کتاب مبین با «آسمان‌ها و زمین» ارتباط دارد.

ارتباط کتاب مبین با آسمان‌ها و زمین، ده بار در قرآن ذکر شده است. مثلا در آیة ۳۶ توبه «کتاب الله» و «السماوات و الارض» کنار هم آمده‌اند: «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْرًا في کِتابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ …». در آیات زیر نیز این ارتباط دیده می‌شود:

  • … وَ ما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّکَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِي اْلأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ وَ لا أَصْغَرَ مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْبَرَ إِلاّ في کِتابٍ مُبينٍ (یونس: ۶۱)
  • أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ إِنَّ ذلِکَ في کِتابٍ إِنَّ ذلِکَ عَلَي اللّهِ يَسيرٌ (حج: ۷۰)
  • تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ الْمُبینِ (شعراء: ۲) … إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعینَ (شعراء: ۴) … أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلَى اْلأَرْضِ کَمْ أَنْبَتْنا فیها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَریمٍ (شعراء: ۷)

به نوع رفتار دقت کنید. ما در هر آیه وارد بحث نشدیم، چون باعث توقف می‌شد. تا حد امکان سعی می‌کنیم خصوصیات کتاب مبین را متوجه شویم. تا اینجا فهمیدیم که کتاب مبین موضوعی است که از طرفی با غیب، از طرفی با علم، و از طرفی با آسمان‌ها و زمین مرتبط است. البته می‌توان به مطالب این فهرست موارد دیگری را اضافه کرد. تا اینجا هنوز وارد اینکه نوع این ارتباط را معلوم کنیم، نشده‌ایم؛ چون در این صورت، تحقیق به نتیجه نخواهد رسید.

بحث «کتاب مبین» یکی از بحث‏های سخت قرآنی است؛ چون ماجرایی است عجیب، بسیار عظیم، و چند بُعدی. برخی از دانشمندانی که به این بحث پرداخته‌اند، به یک وجه آن اعتنا کرده و قسمت‏هایی را رها کرده‌اند. برخی یک یا دو آیه از آیات کتاب مبین را می‏خوانند، ولی نمی‌دانند بقیۀ آیات و ابعاد کتاب مبین را چگونه باید در نظر بگیرند. این موضوع بیشتر به روش ورود به این بحث برمی‏گردد و لذا خیلی مهم است که از چه روشی وارد بحث شویم.

کتاب مبین دوازده آیۀ صریح و حداقل بیست و سه آیۀ مکمل در قرآن دارد. در مجموع سی و پنج آیه دارد. چه کار کنیم که مطلب آشکار شود و ابعاد این ماجرا سرجای خود قرار بگیرند. در مقولاتی که ابعاد و شاخ و برگ زیادی دارند، نباید از روش صرف و نحو واردش شویم؛ همۀ روش‏ها را باید کنار بگذاریم و از روش تنظیم مطلب در قالب چند جمله وارد شویم. مثلاً بحث «امام» از این طور بحث‌هاست؛ بحث «دنیا» هم این طور است. «دنیا» مقوله‏ای است در قرآن که این قدر ابعاد مختلف دارد که معمولا وقتی کسی وارد آن می‏شود، بعضی ابعاد آن را می‏گیرد و بعضی را رها می‏کند؛ چون نمی‏شود تمام بحث را با همدیگر جمع کرد. تعدادی از بحث‏های قرآنی این طور هستند. از جمله بحث‏هایی که باید با این شگرد تنظیم و واردش شد و آن را فهمید، بحث کتاب مبین است. پس کتاب مبین از مفاهیمی است که آن را باید در قالب چند بند تعریف کرد؛ نه با یک جمله یا یک واژۀ به خصوص.

پس توکل به خدا می‏کنیم و در قالب چند جمله وارد بحث معنای کتاب مبین می‏شویم. این چند جمله را در همین ابتدا مطرح می‌کنیم و سپس وارد توضیحاتش می‏شویم. هر کدام از این جملات، به توضیح نیاز دارد؛ اول یک کلیتی از آن مطرح می‌کنیم تا در ذهن‏ شکل بگیرد؛ بعد تک‌تک وارد توضیح می‏شویم و بحث می‏کنیم.

کتاب مبین را در قالب هشت جمله تعریف می‏کنیم:

الف) اصل جنسیت کتاب مبین غیبی است؛

ب) کتاب مبین در اُم الکتاب قرار دارد؛

ج) علم تمام کلیات و جزئیات در نشئۀ فعلی از آسمان‏ها و زمین، حتی جزئیات ظلمات زمین در کتاب مبین وجود دارد؛

د) علم وجه سرزمین ظهوری آسمان‏ها و زمین که به آن ﴿غائِبَة گفته می‏شود، در کتاب مبین است؛

ه) در ۱۴۰۰ سال پیش کتاب مبین بر قلب رسول‏‏الله(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده، آن هم در شب قدر؛

و) کتاب مبین کاربردهایی دارد؛

ز) حشر موجودات بر اساس کتاب مبین انجام می‏شود؛

ح) ظهور کتاب مبین در یوم پنجم قیامت است.

این هشت جمله خلاصه‏ای از بحث کتاب مبین است؛ یا به عبارت دیگر توضیح کتاب مبین است در قالب این چند بند. اگر به این صورت به بحث کتاب مبین نگاه کنیم، ان‏شاءالله چیزی از قلم نمی‏افتد. هر کدام از این جملات زیرمجموعه‏هایی دارد. ذیل عناوین زیرمجموعه، یک یا چند آیه وجود دارد که در مورد آنها بحث می‏کنیم.