بحثمان درباره چرایی پرداختن به آسمان‌ها بود. دلیل اولی که مطرح کردیم، عبارت بود از نگاه و بررسی آینده و گذشته، از طریق آسمان و زمین؛ که در گفتار قبل بیان شد. در این گفتار به دنبال دلایل قرآنی دیگری برای پرداختن به آسمان‌ها هستیم.

امور از آسمان‌ها پایین آورده می‌شوند.

یکی از موضوعاتی که در قرآن مطرح شده، بحث امور در آسمان‌هاست. به خاطر امور باید به آسمان‌ها پرداخت. ماجرا چیست؟ خداوند این‌طور قرار داده که امور، از عرش تدبیر می­‌شود و در خلال آسمان‌های هفت‌گانه پایین می‌آید. آسمان به آسمان پایین می­­‌آیند تا به زمین می‌رسند. این که امور از عرش تقدیر می­‌شود، در بعضی آیات قرآن مطرح است. ادامه سیر پایین آمدن امور، در سوره سجده آیه ۵ آمده است:

یدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ یعْرُجُ إِلَیهِ فی‏ یوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ (سجده: ۵)

امور از آسمان به سوی زمین تدبیر می‌­شوند؛ سپس وقتی اینجا کار انجام می‌­شود، دوباره امور به سمت بالا می­­روند. هزار سال بالا می­‌روند، تا به مکان تجمیع امور برسند. این بحث مفصل است و ان­شاءالله در گفتارهای بعدی به آن می‌پردازیم.

اما به حسب این که امور پایین آورده می­‌شوند و امور به ما انسان‌ها ارتباط پیدا می­‌کنند، انسان مشتاق است که پیشاپیش ببیند امور در چه وضعیتی هستند: چه امرهایی را خدا برای من قرار داده است؟ این امور در چه وضعیتی هستند؟ در خلال پایین آمدن در آسمان، چه چیزهایی به امور اضافه می‌­شود؟ چه چیزهای جدیدی به امر تعلق می­گیرد که با توجه به آن، یک آسمان یا دو آسمان پایین تر بیاید تا اینکه در نهایت به زمین برسد؟ پس به خاطر بحث امور هم که شده، نیاز است که انسان به آسمان‌ها بپردازد و جستجو کند.

نگاهی تصویری به امور

تصور کنید که شما  در حال خود هستید و به آسمان نگاه می­‌کنید. می­‌بینید که یک مجموعه نوری دارد پایین می­‌آید که قسمت‌های پایین این نور، چیزی مثل ابر نورانی است. برای شما جلب توجه می­‌کند. دقت می­‌کنید؛ در این ابر شکل‌هایی دیده می­‌شود. دقیق‌تر می­‌شوید؛ می‌بینید که خودتان هستید. خودتان هستید و یک خیر بسیار بزرگی خداوند می­خواهد به شما عطا کند که مراحلش را دارید می­‌بینید. نگاه می­‌کنید و می‌بینید، این ابر حاکی از یک ماجرای سه یا چهار روزه است. یک خیر بزرگی را خدا در طی سه یا چهار روز به شما عطا می­‌کند. موضوع بسیار جالبی است؛ تحول بزرگی است. می­‌گویید چه جالب؛ چه تخیّل جالبی! می‌گویید دیگر بس است به تخیل پرداختن؛ باید به کارم برسم. اما از دو یا سه ساعت بعد، می­‌بینید که مسائلی دارد برای شما پیش می­‌آید و به سرعت جلو می­‌رود. تعجب می‌کنید. یک مقدار که پیش می‌­رود، یاد آن ابر می­‌افتید؛ آن ابر نورانی. می­‌گویید دقیقا طبق آن ابر دارد انجام می­­‌شود؛ آن ابر نورانی که ماجرای خودم درونش بود. به دوستتان می‌گویید که چنین چیزی پیش آمده است. من نشسته بودم و داشتم تخیل می­‌کردم که یک ابری از جنس نور یا مثلا مثل هالوگرام را دیدم که شکل داشت. چیزهای جالبی درونش بود. حرکت داشت. خودم را دیدم و حرکت کردم و جلو رفتم و خیرات مختلفی به من عطا شد؛ خیری بسیار بزرگ و ماجراهای دیگر که حالا عین همان ماجرا در زمین دارد واقع می­‌شود. دوست شما می‌گوید آن امر شما بود و شما امر خودت را دیده‌ای. می­ گویید مگر امر نورانی است؟ تازه شما از امور تصویر پیدا می­‌کنید. امر به نسبت اشیاء دنیا، جنسش نور است؛ نوری که شکل دارد. اگر بخواهیم تصور دیگری از امر داشته باشیم، امر مثل شفق‌های قطبی است. پایین می‌آید و به آن میزان که به پایین می‌­رسد، اشیاء و افراد را به کار می­‌گیرد. وقتی افراد و اشیاء را به کار گرفت و در پایین، در صحنه‌های مختلف، طبق همان امر کار انجام شد، دوباره برمی­گردد و می‌رود به پیشگاه خدا. این امر مداد نیست که مصرف شود و تمام شود. آن امری که به صورت ابر نورانی بود، سرجایش هست و تمام نشده است؛ واقع شده است. چرا نابود شود؟

خدا انسان‌ها را خلق می­‌کند و در زمین می­‌آورد و دوباره در قیامت برمی­‌گرداند به پیشگاه خودش. همه نزد خدا جمع می­‌شوند، تا خداوند با انسان‌ها صحبت کند و به حسابشان رسیدگی کند. امور هم از ارتفاعات بسیار بالا شروع می‌شوند؛ عالم به عالم پایین می­آیند‌؛ به برزخ که می­‌رسند، آسمان به آسمان پایین می­‌آیند و می­‌رسند به دنیا. تأثیر خودشان را می­‌گذارند و دوباره همه اینها به سوی خدا برمی­‌گردند؛ «إِلَي اللّهِ تَصيرُ اْلأُمُورُ»[۱]. پس همه امور باید برگردند به پیشگاه خدا: «تُرْجَعُ اْلأُمُورُ»[۲]. یعنی «مرجِعی» وجود دارد؛ در یک مکان و در یک زمان. مرجِع، هم اسم مکان است و هم اسم زمان. تمام امور، باید جمع شوند؛ پس هیچ امری نباید نابود شود.

از ابتدای قیامت هم که می­‌آیند، امور دوباره آورده می­‌شوند، تا بخواهند به جایگاهی برسند که خداوند بخواهد جمعشان کند. طبق آیه ۵ سوره سجده، هزار سال امور بالا می‌روند: «ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ». هزار سال بالا می‌روند تا دوباره به آن ارتفاع برسند.

«سماء» در آیه ۵ سوره سجده آسمان شهود است

در ابتدای آیه می‌فرماید: «يُدَبِّرُ اْلأَمْرَ». در آیات دیگر داریم: «ثُمَّ اسْتَوي عَلَي الْعَرْشِ يُدَبِّرُ اْلأَمْرَ»[۳]. تدبیر امر از عرش صورت می­‌گیرد. این را در آیات عرش می­­‌خوانیم. در سوره سجده هم اگر به آیه قبل، یعنی آیه ۴ نگاه کنیم، معلوم می‌شود. در آیه ۴ سوره سجده خداوند می‌­فرماید: «اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ»؛ خداوند آسمانها و زمین را در شش روز خلق کرد؛ «ثُمَّ اسْتَوى‌ عَلَى الْعَرْشِ ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفِيعٍ أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ»؛ سپس استیلا بر عرش را جاری کرد. بعد در آیه ۵ می­­‌فرماید: «يُدَبِّرُ اْلأَمْرَ». یعنی تدبیر امور از عرش انجام می­‌شود و این موضوع در چند جای قرآن مطرح شده است. در یک آیه دیگر صریح‌تر است: «ثُمَّ اسْتَوى‌ عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ». در سوره سجده ابتدا خدا دارد از «عرش» صحبت می‌کند؛ مقداری جلوتر از «ارض» صحبت می­‌کند: عرش در آیه ۴، ارض در آیه ۵٫ بین این دو، عوالم زیادی وجود دارد؛ موضوعات مختلفی وجود دارد؛ اما خدا یک اسم دیگر بین آنها مطرح می­‌کند: «سماء». پس سماء در اینجا «فضای عظیم و بزرگی است که از عرش تا فرش را دربر می‌گیرد». این تقریبا از وسیع‌ترین مصادیق سماء در قرآن است؛ یعنی آسمان شهود. سماء در اینجا می­‌شود آسمان شهود. در کل این فضا، از عرش تا زمین، تدبیر امور انجام می­‌شود. گفته نمی­‌شود که امر پایین می­‌آید. اینجا  فرموده «يُدَبِّرُ»؛ یعنی تدبیر می‌شود. تدبیر می‌شود، یعنی «دُبُرچینی» می­شود. اما مگر چیست که دبرچینی شود؟ مراحل مختلف امر در اینجا بین عرش تا فرش واقع می‌­شود که توضیح بیشتر آن را ان‌شاءالله در قسمت آسمان‌ها مطرح می­‌کنیم.

آیا می‌­شود امور توسط انسان‌ها دیده شود؟

عموم انسان‌ها، بارها وقتی در خواب بالا می­‌روند، مراحل مختلف امورشان را می‌­بینند؛ یا به عبارت دیگر امورشان را در ارتفاعات مختلف می‌­بینند. اما چون امورشان را در قالب ماجرا می­‌بینند، نمی‌­توانند تطبیق بدهند که این چیزی که دیده‌اند، کدام امرشان است و چه زمانی واقع می‌­شود. دانش این تطبیق را ندارند؛ دانش تعبیر را ندارند. پس یک مسیر که امر در آسمان‌ها دیده می‌­شود، مسیر خواب است. مسیر دیگر اینکه در بیداری شما نشسته‌اید و مشغول کارتان هستید که به دلتان است فلان ماجرا برایتان پیش می­‌آید. بعد می­‌بینید که آن ماجرا پیش آمد. اینکه به دلم است، یعنی چشم دل دارد می‌بیند؛ چشم قلب دارد می‌­بیند. مثلا امر وارد آسمان اول شده و شما متوجه شده‌اید. اگر برای شما گنگ باشد، می­‌گویید به دلم افتاده که چنین ماجرایی هست؛ خیلی کلی می­گویید. اما اگر برای شما واضح‌تر شده باشد، واضح‌تر می­‌گویید. بعضی وقتها انسان‌ها حتی جزئیات ماجرایی که می­‌خواهد برایشان پیش بیاید را می‌­گویند؛ پس امر را دارند ‌می‌­بینند. برخی افراد پنج یا ده دقیقه می‌­خوابند و وقتی بیدار می­شوند، ماجرایی تعریف می‌کنند، که بلافاصله به همان صورت برایشان واقع می­‌شود. اصطلاحا می­‌گوییم که این افراد، «امرِ مادی» را می­‌بینند. امر هر چه به زمین نزدیک‌تر شود، شکل و شمایلش به شکل و شمایل مادّی نزدیک‌تر می‌شود. مثلا وقتی که شکل و شمایلِ صحنه امر، شکل بدوی داشته باشد، یک جامعه و یا قبیله بدوی می‌شود. امرِ دخان، یعنی به دخان رسیده و وقتی که شکل و شمایل امروزی داشته باشد، درون عالم مادی آمده است. وقتی دقیقا طبق همان زمان و با همان افرادی که دیده‌اید واقع شود، دیگر کاملا زمان و اشخاص  به آن تعلق گرفته است.

رزق انسان در آسمان است.

از دیگر مصادیق این که چرا باید به آسمان بپردایم، بحث رزق انسان است. رزق انسان هم بخشی از امور است و از آسمان پائین می­‌آید. این بحث آیات مختلفی دارد و بحث جالبی است. مثلا در آیه ۲۲ سوره ذاریات است که «وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ». رزق شما در آسمان است. در قالب امور است و پایین می‌آید. انسان دوست دارد که بداند رزقش چیست؛ هم دوست دارد و هم نیاز دارد. شما وقتی به خانه می­‌رسید، می­پرسید که چه غذایی داریم؟ نیم ساعت بعد سفره پهن می­‌شود و می­‌نشینید سرسفره غذا؛ اما از قبل می­‌خواهید بدانید و اگر کاری از دستتان برمی‌آید برای غذا انجام بدهید. اگر به چیزی نیاز هست، بروید و تهیه کنید. اگر به کمکی نیاز هست، انجام دهید. خداوند اجازه می‌دهد که انسان رزقش را از قبل ببیند. البته در رزق، بحث جالبی هست که ان‌شاءالله در جایگاه خودش مطرح خوهیم کرد. در بعضی آیات آمده که رزق شما در آسمان است؛ در بعضی آیات هست که رزق شما در آسمان و زمین است و آیات متعددی دارد که در جای خودش ان‌شاءالله مطرح می­‌کنیم.

خداوند اجازه داده که انسان رزقش را جلوتر ببیند. راه را باز گذاشته است. ما باید با تقوا راه را به روی خودمان بازتر کنیم. موانع را کنار بزنیم، تا بتوانیم دقیق‌تر ببینیم. اگر کم و کاستی هست، دعا کنیم؛ خدایا رزقمان را اصلاح کن؛ خدایا این مشکلات را از رزقمان برطرف کن؛ خداوندا موانع را برطرف کن؛ خدایا خیرات و برکات را، نعمات رزقمان را، بسیار بیشتر کن؛ خدایا ارزاق طیب و واسعه‌ای به ما عطا کن؛ خدایا رزقمان را رزق مهدوی قرار بده؛ خدایا چنین کن؛ چنان کن.

خداوند اجازه می­دهد که انسان رزقش را ببیند، تا بتواند با دعا دخیل باشد. هم از پیش در جریان باشد و آماده شود؛ و هم اینکه با دعا دخیل باشد.

در بحث رزق، عنایت داشته باشید که رزق یک نوع «امر» است: امرِ رزقِ انسان. در عوالم و آسمان‌ها، وقتی دارد پایین می­‌آید، به آن امر گفته می‌شود. وقتی واقع می‌شود، گاهی به آن امر گفته می­‌شود و گاهی هنگام وقوع و در مقام وقوع، با واژه‌های دیگری مطرح می­‌شود.

مسیر امور از دید کلی چه طور است؟

تمام امور باید از عرش پایین بیاید؛ یعنی هر چیز که وارد شهود می‌­شود، اول باید علم عرشی‌اش معلوم باشد و بعد، طبق آن علم عرشی انجام شود و بعد پایین آورده شود. اما مسیرِ تا عرش، یعنی مسیرِ قبل از عرش چه مسیری است؟ در بعضی موارد از غیب مطلق و به عبارت قرآن «الغیب» می­‌آید و از آنجا می­‌آید به سمت شهود (که این را در بحث غیب آسمان‌ها ان‌شاءالله مطرح می­‌کنیم)؛ در بعضی موارد هم از نشئات بعد می­‌آید، مثل بحث کوثر. کوثر هم اگر بخواهد وارد نشئه فعلی ­شود، اول در عرش وارد می­‌شود و بعد از عرش جاری می­‌شود. جالب است؛ در مورد آنجا که کوثر در عرش می­‌آید و از آنجا می­‌خواهد جاری شود، در حدیث داریم که کوثر نهری است در پایین های عرش. این ابتدای کوثردر عالم نیست؛ بلکه ابتدای کوثر در شهود است؛ وگرنه اصل کوثر در قیامت است و از آنجا می­‌آید در نشئه فعلی و از عرش به پایین سرازیر می‌شود.

وعده‌های الهی در آسمان است.

دلیل دیگری برای این که چرا باید به آسمان پرداخت، این است که وعده‌های الهی در آسمان است که این موضوع هم در آیات مختلفی از قرآن مطرح است. از جمله در آیه ۲۲ سوره ذاریات گفته می­‌شود: «وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ»؛ ارزاقتان و وعده‌هایی که به شما داده می‌­شود در آسمان است. آیات دیگری هم در این زمینه هست؛ مثلا آیه ۵۵ سوره یونس: «أَلا إِنَّ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَلا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ». چرا این دو تا جمله به دنبال هم آمده است؟ پس «أَلا إِنَّ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» و «إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ» باید با هم مرتبط باشند. ارتباطشان چیست؟ وعده‌ها در آسمان است. این را در آیه ۲۲ سوره ذاریات می‌­بینید. وعده ها در آسمان است؛ لذا وعده‌هایی را هم که واقع می­‌شود، خداوند به تبع بحث آسمان مطرح می­‌کند.

اما چرا وعده ها در آسمان هستند؟ چون وعده‌ها بخشی از امورند و آسمان به آسمان پایین می­‌آیند. قبل از آن عالم به عالم می­‌آیند؛ در برزخ که رسیدند آسمان به آسمان پایین می­‌آیند، تا برسند به دنیا. در زمان خاصی و در مکان خاصی به آن صورتی که در نظر گرفته شده این وعده واقع می­‌شود. وعده‌ها زیرمجموعه امور هستند. یک نوع امرند؛ پس رفتاری که در عالم دارند، همان رفتار امر است.

اما چرا بحث وعده و رزق را با این که زیرمجموعه امور است، زیرمجموعه امور نبردیم؟ چون اساس بحث، چرایی پرداختن به آسمان است. در این گفتار می­‌خواستیم دلایل مختلف پرداختن به آسمان در قرآن را مطرح کنیم. پس مهم نیست که کدام مقوله زیرمجموعه کدام است. لذا یکی‌یکی موضوعات را لیست کردیم. اما در بحث امور، هر کدام را در جایگاه خودش قرار می‌دهیم. آنجا این موارد را زیرمجموعه امور بررسی می‌کنیم.

۱- شوری: ۵۳

[۲] – بقره: ۲۱۰؛ آل عمران: ۱۰۹؛ انفال: ۴۴؛ حج: ۷۶؛ فاطر: ۴؛ حدید: ۵

[۳] – یونس: ۳